برگردان به زبان ساده
تو ای قید هستی چه بندی مرا؟
که رنج دل مستمندی مرا
هوش مصنوعی: ای بندهایی که مرا گرفتار کردهاید، چه نوع قید و بندی بر من نهادهاید که رنج و عذابی برای دل بینوا و نیازمندم به وجود آوردهاید؟
رها گر ز بند تو گردیدمی
به جز نیستی هیچ نگزیدمی
هوش مصنوعی: اگر از قید و بند تو آزاد میشدم، جز نیستی چیزی نمیخواستم.
چه ستواری ای دل گسل بند من
تورا بگسلاند خداوند من
هوش مصنوعی: ای دل، چه نشستی و ناراحتی؟ خداوند من، تو را از این بندها آزاد کند.
که از تست هر بد که آید مرا
ز بود تو هر فتنه زاید مرا
هوش مصنوعی: از تو هر چیز بدی که به من برسد، نتیجه وجود توست و هر مشکلاتی که برایم پیش بیاید، از تو ناشی میشود.
کسی کو؟ بسی سال و مه با تو زیست
ابر زندگانیش باید گریست
هوش مصنوعی: کسی که سالها و ماهها با تو زندگی کرده است، وقتی میمیرد باید بر زندگیاش افسوس خورد.
برو تا بیاسایم ازرنج ها
بیابم پس ازرنجها گنج ها
هوش مصنوعی: برو که من نیاز دارم به استراحت تا از دردهایم آرامش بگیرم و پس از آن، از این دردها به گنجینههای ارزشمند دست پیدا کنم.
تویی رهزن دین و دنیای من
همی تازی از بهر یغمای من
هوش مصنوعی: تو دزدی هستی که به دین و دنیای من آسیب میزنی و مدام در تلاش برای تصاحب چیزی از من هستی.
تو دورم ز راه خدا می کنی
به بیگانگان آشنا می کنی
هوش مصنوعی: تو از من دوری و راه خدا را فراموش کردهای و به دیگران نزدیک میشوی.
به اهل جهان و جهانم چه کار؟
به آنکس که خواهم مرا واگذار
هوش مصنوعی: من به مردم و زندگی دنیا چه کاری دارم؟ همه چیز را به کسی که میخواهم بسپارم.
برآنم که غیر ازتو ابلیس نیست
درآنجا که هستی تو ابلیس کیست؟
هوش مصنوعی: من معتقدم که در جایی که تو حضور داری، هیچکس جز شیطان وجود ندارد. پس شیطان در واقع کیست؟
بدین گونه گر رهزنی ورد توست
تو استادی ابلیس شاگرد توست
هوش مصنوعی: اگر کسی در راه خیانت و فریب دیگران مهارت دارد، باید بداند که شیطان هم از او یاد میگیرد و او در واقع بر شیطان مسلط است.
نه آرام دارم ز دستت نه خواب
نه آسایش و صبر و نی توش و تاب
هوش مصنوعی: من نه آرامش دارم از وجود تو، نه خواب و نه توانایی برای تحمل و صبر.
پی آنکه نانی ز خوانی خورم
بری آبرو چند برهر درم
هوش مصنوعی: من به دنبال آن هستم که از سفرهای نان بخورم، ولی برای حفظ آبرویم از هر درهمی که دارم میگذرم.
به یکسو شو از راه من شرم دار
کزین پس نباشد مرا با تو کار
هوش مصنوعی: کنار برو، از مسیر من دور باش و شرم کن، چون از این به بعد من با تو کاری ندارم.
برو سوی آن کو خریدار توست
شب و روز مشتاق دیدار توست
هوش مصنوعی: به سمت کسی برو که همیشه به فکر توست و در هر لحظه انتظار دیدن تو را میکشد.
یکی سوی دنیا پرستان بپای
که هست طلب نیست مرد خدای
هوش مصنوعی: بخشی از دنیاپرستان را رها کن و مراقب باش، زیرا در آنجا خبری از حقیقت و طلب واقعی نیست. مردان خدا در پی چیزهای ارزشمند و معنوی هستند.
تو نگذاری ای دشمن جان من
که تابد به من نور جانان من
هوش مصنوعی: ای دشمن جان من، نمیگذاری که نور محبوبم بر من بتابد.
تو زنگاری از آینه پاک شو
به یک سوی ازچشم ادراک شو
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش که تو نیاز به پاکسازی و تغییر داری تا بتوانی حقیقت را بهتر ببینی و درک کنی. به سمت یک دید تازه و خالص حرکت کن.
نیفزاید ازتو مرا دستگاه
تودانی که نبود اگر مدح شاه
هوش مصنوعی: اگر تو مرا ارزش و منزلتی ندهی، همانگونه که اگر ستایشی از شاه نباشد، من نیز چیزی نخواهم داشت.
نگویم به مدح کسی یک سخن
به تیغم ببرند اگر سر زتن
هوش مصنوعی: من در مورد ستایش کسی چیزی نمیگویم، زیرا اگر حرفم را بزنم، ممکن است جانم را بگیرند.
تو را از جهانداور دادرس
اگر خواهم از بهر اینست و بس
هوش مصنوعی: اگر میخواهم تو را از خدای جهان بگیرم، تنها به خاطر این است که تو را میخواهم و بس.
وگرنه جز او با کسم کارنیست
چو دانم جز اویم خریدار نیست
هوش مصنوعی: اگر او نباشد، با هیچکس دیگر کار ندارم؛ چون میدانم که جز او هیچکس به من اهمیت نمیدهد.
من و مدح شاهی که شاهنشهان
پرستندگانش به ملک جهان
هوش مصنوعی: من و ستایش پادشاهی که پادشاهان دیگر او را در گیتی ارجمند میدارند.
من و آن خداوند را بندگی
که مهرش مرا داده فرخندگی
هوش مصنوعی: من و آن خدای بزرگ را میپرستیم که محبتش به من خوشبختی بخشیده است.
من و مهر آن زاده ی مصطفی (ص)
که هر درد را تربت او شفا
هوش مصنوعی: من و عشق فرزند پیامبر (ص) هستیم که هر دردی را خاک او درمان میکند.
حسین آنکه فرمان دهد برقضا
دل و جان پیغمبر و مرتضی
هوش مصنوعی: حسین کسی است که به سرنوشت فرمان میدهد و روح و قلب پیامبر و علی را تحت تأثیر قرار میدهد.