برگردان به زبان ساده
به مسلم خروشید کای نامدار
تو را داد سالار ما زینهار
هوش مصنوعی: به مسلم گفتند: ای شخصیت بزرگ، سالار ما به تو دستور داده است که مراقب باشی و احتیاط کنی.
بس است اینهمه جنگ و خون ریختن
به همکیش خویش اندر آویختن
هوش مصنوعی: دیگر بس است این همه جنگ و کشتن، نباید به دوستان و هممذهبهای خود آسیب رساند.
یکی از درمهربانی در آی
وزیدر به کاخ عبیدالله آی
هوش مصنوعی: به کسی که در مهربانی مشهور است، بگو که به نزد عبیدالله بیاید و در کاخ او حاضر شود.
چو بیند رخت آورد برتو مهر
نماید همی شرمگین ازتو چهر
هوش مصنوعی: وقتی که او صورتت را ببیند، به خاطر تو عشق و محبتش را نشان میدهد، اما از چهرهی تو خجالت میکشد.
بدو گفت سالار نام آورا
شود راستی ازتو کی باورا؟
هوش مصنوعی: سالار به او گفت: آیا تو واقعاً میخواهی این پیام را به درستی برسانی؟ آیا از تو میتوانم انتظار صداقت داشته باشم؟
تو می خواهی ای حیله ساز شریر
به دستان و بندم کند دستگیر
هوش مصنوعی: تو قصد داری ای فریبکار بدجنس، مرا با دستان و بندهایی که درست کردهای به دام بینداز و گرفتار کنی.
مراتا سرآید به مردی زمان
نشاید زنامرد جستن امان
هوش مصنوعی: زمانی که به پایان عمرم نزدیک شوم، از افراد شجاع و بیباک کمک نمیطلبم، چرا که نباید از مردان نالایق و بیعمل فرار کنم.
بگفت این و رزمی زنو کرد ساز
که شد شیر گردون از آن زهر ه باز
هوش مصنوعی: او این را گفت و آماده نبرد شد، سپس شیر آسمان به خاطر آن زهر، نیرومند شد.
ازو پور اشعث چو دید این نبرد
شگفتی یکی حیله آغاز کرد
هوش مصنوعی: از پسر اشعث وقتی این جنگ را مشاهده کرد، یک ترفند عجیب را شروع کرد.