برگردان به زبان ساده
زبس خسته بدآن ستوده نژاد
دمی پشت مردی به دیوار داد
هوش مصنوعی: به شدت خسته از آن شخصیت باستانی، لحظهای مردانگیاش را به دیوار تکیه داد.
که لختی بر آساید از کارزار
وزان پس به دشمن کند کار زار
هوش مصنوعی: لحظهای از جنگ استراحت میکند و سپس دوباره به دشمن حمله میکند.
تن خویش بی توش دید ازعطش
شدش زعفرانی رخ لاله وش
هوش مصنوعی: بدون تو، جانم تشنه است و از شدت عطش، رنگ رویم به زردی گل لاله در آمده است.
از آن بدگهر دشمنان خواست آب
که بنشاند ازدل بدان التهاب
هوش مصنوعی: دشمنانی که نسل نامناسبی دارند، از آب خواستند تا دردی را که در دلشان دارند، آرام کند.
مگر طوعه دربام کاشانه بود
شنید این و آمد ز بالا فرود
هوش مصنوعی: گویا طوعه از بالای بام خانه شنید و به پایین آمد.
یکی جام پر ز آب شیرین گوار
بیاورد نزدیک آن شهسوار
هوش مصنوعی: یک نفر جامی پر از آب شیرین و خوشمزه آورد و آن را به نزدیک آن جوان شجاع برد.
دلاور ستد آب تا نوشدا
وزان پس به رزم سپه کوشدا
هوش مصنوعی: شجاعی با دلیری، آب را برداشت تا نوشید و سپس به میدان جنگ رفت و با سپاهیان مبارزه کرد.
چو لعل لبش سود برجام آب
زخون آب شد همچو یا قوت ناب
هوش مصنوعی: وقتی لبهایش مانند جواهری قرمز و زیباست، گویی که این زیبایی بر تمام دنیا اثر گذاشته و زندگی را از خون و غم به شیرینی و طراوت تبدیل کرده است.
به لعل اندرش عقد گوهر گسیخت
درآن آب آلوده با خون بریخت
هوش مصنوعی: درون آن لعل، دانههای گرانبهایی وجود دارد که در آب کثیف و خون آمیخته شدهاند و این دانهها از یکدیگر جدا شدهاند.
شکیبا شد و با دل دردناک
فرو ریخت آن آب خونین به خاک
هوش مصنوعی: او صبر کرد و با دل ناآرام، آن آب خونین را بر زمین ریخت.
همانا بدآگه که سطان دین
شود تشنه لب کشته ی تیغ کین
هوش مصنوعی: واقعاً نابخرد است که سلطان دین به خاطر انتقام، تشنه لب کشته شود.
همی خواست چون شاه خود زین جهان
رود تشنه لب سوی باغ جنان
هوش مصنوعی: او آرزو دارد که مانند یک پادشاه از این دنیا با دلی تشنه به سوی بهشت برود.
نخورد آب و لب تشنه ازجان گذشت
دگر باره سرگرم پیکار گشت
هوش مصنوعی: او آب نخورده و با لبهای تشنه، جانش را از دست داد و دوباره به جنگ و نبرد روی آورد.
چو شیر یله آن یل نامدار
بزد بر صف لشگر نابکار
هوش مصنوعی: این ابیات به توصیف یک جنگجو باخصوصیات برجسته میپردازد. او مانند شیری آزاد و قدرتمند در میدان نبرد ظاهر میشود و به دشمنان خود حمله میکند. این شخصیت با شجاعت و نیرویی که دارد، میتواند بر صفوف دشمن غلبه کند و بر خط مقدم جنگ تأثیر بگذارد.
چو شمشیر او سرگرایی گرفت
تن از سر سراز تن جدایی گرفت
هوش مصنوعی: زمانی که شمشیر او به کار گرفته شد، بدن از سر جدا شد و این جدایی به چنان شدت بود که دیگر بر هم ارتباطی نداشتند.
سر دشمنان شد چو برگ رزان
دم تیغ او تند باد خزان
هوش مصنوعی: وقتی دشمنان به سرنوشت بدی دچار شدند، مانند برگهای زرد پاییزی که به راحتی از درخت میریزند، تیغ او به شدت و تند عمل میکند.
چو بیچاره شد پور اشعث زجنگ
به رزم سپهبد شدش کار تنگ
هوش مصنوعی: زمانی که پسر اشعث از جنگ به سختی افتاد و وضعش به وخامت گرایید، کار سپهبد به حالت بحرانی درآمد.