برگردان به زبان ساده
برآهیخت برنده تیغ ازنیام
چو تندر خروشید و برگفت نام
هوش مصنوعی: شمشیری از نیام بیرون آمد و با صدایی رعدآسا نام خود را فریاد زد.
که مسلم منم مرگ هر بد گهر
علی ولی را برادر پسر
هوش مصنوعی: من به وضوح میگویم که مرگ هر ناپاکی، برادر پسر علی ولی است.
نبی و دوده و هاشمی گوهرم
خدا را یکی تیغ پر جوهرم
هوش مصنوعی: من از نسل پیامبر و خانواده هاشمی هستم و همچون تیغی با ارزش و پرقوت، به خداوند تعلق دارم.
منم ناوک شست پروردگار
رها گشته از دست پروردگار
هوش مصنوعی: من مانند تیر شگفتانگیزی هستم که توسط پروردگار خلق شدهام، اما حالا از تمام قید و بندهای او آزاد هستم.
بود مرگ را دشنه ی من دلیل
برون گردن شیر و خرطوم فیل
هوش مصنوعی: مرگ مثل دشنهای است که من به آن اشاره میکنم، و به خاطر این که بر همه چیز مسلط است، گردن شیر و خرطوم فیل را نیز به چالش میکشد.
رها سازم از شست خم کمند
بر ترک چرخ اندر آرم به بند
هوش مصنوعی: میخواهم از فشار و محدودیتها آزاد شوم و به جای آن در گردش دنیا، خود را در راهی دیگر به بند بکشم.
چو من مرد نبود درین روزگار
مرا شیر حق بوده آموزگار
هوش مصنوعی: در این زمانه، هیچ مردی مانند من وجود ندارد و من تنها از آموزههای شیر حق بهره میبرم.
بگفت این وزد بر سپاه گران
به جنگ اندر آویخت با کافران
هوش مصنوعی: او گفت که این شخص بر سپاه بزرگی فرماندهی میکند و با کافران به جنگ میپردازد.
چنان آستین برزد از روی خشم
چنان سوی دشمن بیفکند چشم
هوش مصنوعی: چنان با خشم آستین خود را بالا میزند که به سمت دشمن نگاه میکند.
که یازنده ی ذوالفقار دوسر
به هر جنگ با خیل پرخاشگر
هوش مصنوعی: شخصی که با شمشیری دوطرفه به میدان میآید، در هر نبردی با گروهی پرخاشگر روبهرو خواهد شد.
گرفتی کمربند هر نامدار
زبرزن فکندی به بام حصار
هوش مصنوعی: تو کمربند قهرمانان را گرفتی و آنها را به سمت بالای دیوار پرتاب کردی.
شدی هر کجا برق تیغش علم
چو اژدر کشیدی گروهی به دم
هوش مصنوعی: هر جا که تیغ او بهچلید، مانند اژدری، گروهی از مردم وحشتزده شدند و به دام افتادند.
زدی هر که را بر میان تیغ کین
دونیمش فکندی به روی زمین
هوش مصنوعی: هر کسی را که با کینه و دشمنی به ضربات تند دچار کردی، او را به خاک انداختی.
تنی را که شمشیر او سود فرق
برون جستی از تنگ اسبش چو برق
هوش مصنوعی: بدنی که شمشیرش مانند یک چاقوی تیز، فرق دشمن را شکافتی و او را از تنگای اسبش به سرعت و قدرت به زمین انداخت.
همی کوی و برزن پرازخون نمود
زمین را به رنگ طبرخون نمود
هوش مصنوعی: خیابانها و کوچهها را پر از خون کرده و زمین را به رنگ خون درآورده است.
زبس تن به خون اندر آغشته کرد
زمین تا لب بام پر کشته کرد
هوش مصنوعی: به دلیل شدت جنگ و خشونت، زمین به قدری به خون مردم آغشته شده که تا لب بام خانهها پر از کشته شده است.
همی گفت دادار جان آفرین
بدان دست و تیغ آفرین آفرین
هوش مصنوعی: خداوند جان آفرین میگفت که به خاطر دستی که آفریده است و هم به خاطر شمشیری که ساخته، سزاوار ستایش است.
سروشان بدو دیده بگماشتند
به تحسینش آوا برافراشتند
هوش مصنوعی: سروها به تماشای او ایستادند و برای زیباییاش به تحسینش سر و صدا کردند.
که این نامور شیر شمشیر زن
مگر باشدش زآهن و روی تن
هوش مصنوعی: شیر معروفی که در میدان نبرد میجنگد، آیا امکان دارد که او از آهن ساخته شده باشد و پوستی ناامید کننده داشته باشد؟
که جوید بدین گونه تنها نبرد
درین تنگنا با یکی شهر مرد
هوش مصنوعی: شخصی که در این شرایط سخت و تنگنا قرار دارد، به تنهایی با یک مرد در حال نبرد است.
چو بسیار آن بدسگالان بکشت
سپه تافت زو روی و بنمود پشت
هوش مصنوعی: زمانی که تعداد زیادی از آن کسانی که دل بدی دارند، کشته شدند، گروهی از سربازان با پرچم بالا آمدند و از آن شخص روی برگرداندند و پشت خود را به او نشان دادند.
هیونی دمان ابن اشعث چو باد
سوی پور مرجانه ی بدنژاد
هوش مصنوعی: زمانی نیکو، پسر اشعث مانند بادی به سوی پسر مرجان، که از نژاد نیکو بود، حرکت کرد.