برگردان به زبان ساده
یکی داستان دیده ام جانگزای
ز گفت مهین دخت شیر خدای
هوش مصنوعی: من داستانی را دیدهام که روح را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد، از گفتوگویی است با دختر برجسته و باارزش خدایی چون شیر.
که چون چند پاس از دهم شب گذشت
غمی سخت بر دل مرا چیره گشت
هوش مصنوعی: پس از گذشت چند ساعت از نیمه شب، اندوه عمیقی بر دل من سایه افکنده شد.
برون آمدم بی قرار از حرم
که کردار یاران شه بنگرم
هوش مصنوعی: از حرم بیرون آمدم در حالی که بیقراری میکردم، تا بتوانم اعمال و رفتار دوستان شاه را مشاهده کنم.
ببینم چه جویند از نام و ننگ
چو فردا شود کار بر شاه تنگ
هوش مصنوعی: نگران نباشید از نام و شهرت، چون زمانی خواهد رسید که اوضاع بر پادشاه دشوار خواهد شد.
نخستین گرفتم سبک راه پیش
سوی خرگه دوده ی پاک خویش
هوش مصنوعی: من ابتدا سبک و راحت راهی را در پیش گرفتم تا به خانه آرامش و پاکی خود برسم.
بدیدم به خرگاه عباس در
شده انجمن دوده ی نامور
هوش مصنوعی: در خرگاه عباس، جمعیتی را دیدم که دور هم نشسته بودند و دود خامهای از آتش را به نمایش گذاشته بودند.
همه گرد فرخ سپهدار شاه
رده بسته چون اختران گرد ماه
هوش مصنوعی: همه اطراف فرمانده پیروز شاه، همانند ستارهها که دور ماه میچرخند، جمع شدهاند.
همه سوی لاهوت معراجشان
گذشته ز خورشید و مه تاجشان
هوش مصنوعی: همه به سوی عالم بالا و مقامهای فراتر حرکت کردهاند و از نور خورشید و ماه هم برتر هستند.
همه شمع مردی برافروخته
چو پروانه گان خویش را سوخته
هوش مصنوعی: همهی مردان چون شمعی روشن هستند و پروانهها، یعنی زنان و نزدیکانشان، به دور آنها میچرخند و خود را در این نور و گرما میسوزانند.
شیندم که فرمود عباس راد
به خویشان نام آور پاک زاد
هوش مصنوعی: شنیدم که عباس راد به خانوادهاش که نامآوران و از نسلهای پاک هستند، سخن گفت.
درین پهنه بهر چه کار آمدیم؟
برای چه با شهریار آمدیم؟
هوش مصنوعی: در این دنیا به چه منظور آمدهایم؟ چرا سرنوشت ما به شاه مربوط شده است؟
مرااین لشگر کشن و ساز و بنه
برآراسته میسره میمنه
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که لشکری با تجهیزات و وسایل آماده به راه افتاده است و در این میان، من نیز به عنوان یکی از اعضای این لشکر حضور دارم.
چه جویند و بر چیست آهنگشان؟
چنین با که اندیشه ی جنگشان؟
هوش مصنوعی: آنها به دنبال چه چیزی هستند و هدفشان چیست؟ با چه کسی برای جنگیدن فکر میکنند؟
نه از بهر پیکار شاه آمدند؟
ز دادار خود کینه خواه آمدند؟
هوش مصنوعی: آیا اینها برای جنگ و نبرد با شاه آمدهاند؟ انگار که آنها با خدای خود درگیرند و کینهای در دل دارند.
یکی رای گرد آورید ای مهان
چو گردد ز خورشید رخشان جهان
هوش مصنوعی: ای بزرگواران، برگرد هم آیید و مشورت کنید، زیرا آنگاه که خورشید به روشنایی میافتد، جهان نیز روشن و پرنور میشود.
زیاران فرخنده شه پیش تر
بیازید جان و فشانید سر
هوش مصنوعی: از دوستان شاد و خوشحال خود پیش از مرگ خود بهرهبرداری کنید و جان خود را فدای آنها کنید.
ممانید کانان نبرد آورند
نخستین ره رزم و کین بسپرند
هوش مصنوعی: از ورود کسانی که قصد جنگ و درگیری دارند جلوگیری کنید و در ابتدا، راهی به سوی جنگ و انتقام ندهید.
مبادا پس ازما کهان و مهان
فسانه کنند این سخن در جهان
هوش مصنوعی: مبادا بعد از ما، بزرگان و اهل فضل داستانها و افسانههایی دربارهی ما بسازند و این سخنها را در دنیا بگویند.
که هاشم نژادان پیروز جنگ
چو شد بر خداوندشان کارتنگ
هوش مصنوعی: فرزندان هاشم در میدان نبرد به پیروزی رسیدند و بر آفریننده خود برتری یافتند.
به کشتن بدادند یاران خویش
ره رزم از آن پس گرفتند پیش
هوش مصنوعی: دوستانشان را به کشتن سپردند و از آن پس خودشان به میدان جنگ قدم گذاشتند.
به جا شاه را دوده ی سرفراز
چرا با غلامانش باشد نیاز
هوش مصنوعی: چرا شاه باید به نیاز و وابستگی به غلامانش دچار شود در حالی که او از نسل نیکو و سرفرازی است؟
جوانان هاشم نژاد این سخن
شنیدند چون از سر انجمن
هوش مصنوعی: جوانان هاشم نژاد این حرفها را شنیدند زمانی که از گردهمایی خارج شدند.
ثنا را بدو گوهر افشاندند
ابو الفضل (ع) را آفرین خواندند
هوش مصنوعی: مدح و ستایش را برای او نثار کردند و ابو الفضل (ع) را مورد تحسین قرار دادند.
بگفتند: کای راد سالار شاه
ببینی تو فردا که در رزمگاه
هوش مصنوعی: گفتند: ای فرمانده دلیر، فردا در میدان نبرد تو چیزی را خواهی دید.
چسان جنگ را پیشبازی کنیم
به جان بد اندیش بازی کنیم
هوش مصنوعی: چطور میتوانیم قبل از شروع جنگ، بر خود مسلط شویم و از درگیری با دشمنان بیفکر جلوگیری کنیم؟
نمانیم کز یاورانمان تنی
نخستین کند رزم با دشمنی
هوش مصنوعی: نمیخواهیم بمانیم تا یکی از یاران ما نخستین کسی باشد که در برابر دشمن میجنگد.
بفرمود بانو چو بشنیدم این
ز هاشم نژادان پاکیزه دین
هوش مصنوعی: بانو فرمان داد که وقتی شنیدم از هاشمیان، افرادی که پاک و با دین هستند.
از آن انجمن روی برکاشتم
سوی یاوران گام برداشتم
هوش مصنوعی: از جمع آنها روی برگرداندم و به سوی دوستانم قدم برداشتم.
بدیدم به گرد حبیب انجمن
بزرگان اصحاب را تن به تن
هوش مصنوعی: من در دور حبیب، جمعی از بزرگان و دوستان را دیدم که هر کدام در کنار یکدیگر قرار داشتند.
بدان مهتران پیر گردن فراز
شنیدم که می گفت اینگونه راز
هوش مصنوعی: خبرهایی از بزرگترهای سالخورده و با تجربه شنیدم که به این شکل از رازها سخن میگفتند.
که فردا ز خاور چو خور سرزند
پی رزم شب پره لشگر زند
هوش مصنوعی: فردا صبح، خورشید از سمت شرق بالا میآید و جنگجوان شب را میراند.
دو رویه شود کفر و دین از دوسوی
سواران به یکدیگر آرند روی
هوش مصنوعی: اگر دو طرف ماجرا به هم نزدیک شوند، کفر و ایمان به یکدیگر شباهت پیدا میکنند.
شما پیشی ای خیل آزاده گان
بگیرید بر هاشمی زاده گان
هوش مصنوعی: شما برتری و مقام خود را از میان جمعی از آزادگان به دست آورید و بر کسانی که از خانواده هاشمی هستند، استحقاق بیشتری پیدا کنید.
بود بنده را ننگ در بنده گی
که جوید پس از خواجه اش زنده گی
هوش مصنوعی: بندهای که در بندگی خود ننگ دارد، چگونه میتواند پس از موالیاش به دنبال زندگی باشد؟
پس از ما چو مردان پژوهش کنند
مبادا که بر ما نکوهش کنند
هوش مصنوعی: پس از ما وقتی مردان به تحقیق و بررسی بپردازند، نگذارید بر ما خرده بگیرند و ما را سرزنش کنند.
که ماندند برجای یاران شاه
همی تا که شد دودمانش تباه
هوش مصنوعی: یاد و خاطر دوستان شاه باقی ماند تا زمانی که نسل او نابود شد.
شنیدند یاران چو گفتار پیر
بگفتند کای پیر روشن ضمیر
هوش مصنوعی: دوستان وقتی صحبتهای پیر را شنیدند، گفتند: ای مرد دانا و صاحب بصیرت!
چنین است اندیشه و رای ما
همین است آیین فردای ما
هوش مصنوعی: نگرش و فکر ما به این شکل است و این موضوع، همان باور و اصولی است که آینده ما بر اساس آن شکل خواهد گرفت.
سرافراز بانو بدینگونه گفت:
که گوشم چو گفتار یاران شنفت
هوش مصنوعی: بانوی سرافراز اینگونه گفت: چون گفتار دوستان را میشنوم، گوشم به شنیدنش مفتوح میشود.
از آنجا سوی خرگه شهریار
چمیدم گشاده دل و شاد خوار
هوش مصنوعی: از آنجا به سمت کاخ پادشاه حرکت کردم، با دلی آرام و شاداب.
زاصحاب و از دوده ی نیکنام
سخن هر چه بشنیده بودم تمام
هوش مصنوعی: هر چه درباره ی دوستان و خانواده ی نیکوکاران شنیده بودم، همه را به خوبی میدانستم.
بگفتم به فرخ برادر همه
مرا گفت نوباوه ی فاطمه
هوش مصنوعی: به فرخ، برادر گفتم که همه مرا نواده فاطمه مینامند.
کزانصار من بهتر انصار نیست
چو یاران من کس وفادار نیست
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه انصار من وفادار نیست و هیچ یار دیگری به خوبی یاران من وجود ندارد.
نه این شور اندر سر هرکس است
خدا را همین عشقبازان بس است
هوش مصنوعی: این حالت شوق و激情 که در دل هر کسی وجود دارد، تنها به خاطر عشق بازیکنان خداوند است.
چنین چیره گان زیر دست من اند
که درع بر و تیر شست من اند
هوش مصنوعی: این افراد زیر دست من به قدری توانمند و توانستهاند که مانند زره و تیر در دست من هستند.
گل گلبن فضل ابن نما
که دانش ازو دیده نشو و نما
هوش مصنوعی: گل گلبن فضل ابن نما، نشانهای از علم و دانش اوست که هنوز به طور کامل ظهور نکرده است.