برگردان به زبان ساده
درآن شب جهانداور بی قرین
گهی دردعا بود وگه آفرین
هوش مصنوعی: در آن شب، قاضی جهانی که همراهی نداشت، گاهی دعا میکرد و گاهی نیز ستایش مینمود.
گهی دشنه ی جای ستان تیز کرد
که فردا بدان دشنه جوید نبرد
هوش مصنوعی: گاهی فرد با بررسی و آمادگی برای آینده، خود را برای چالشهای ممکن آماده میکند؛ به طوری که میتواند در زمان نیاز، با استفاده از مهارتها و ابزارهای خود، در برابر مشکلات و نبردها ایستادگی کند.
گهی دل به مرگ جوانان نهاد
گهی چند بیتی زغم کرد یاد
هوش مصنوعی: گاهی دلش به مرگ جوانان فکر میکند و گاهی هم چند بیت شعر را به یاد غم و اندوهش میخواند.
که اف بر تو ای دهر ناسازگار
که دایم به نیکان بدت کینه کار
هوش مصنوعی: اف بر تو ای زمانهی نابسامان که همیشه با نیکان دشمنی میکنی و به آنها بدی روا میداری.
بسا تاجداران کشور فروز
بسا شهریاران پیروز روز
هوش مصنوعی: بسیاری از شاهان و فرمانروایان بزرگ که در زمان خود قدرت و شکوه داشتند، به مرور زمان به فراموشی سپرده شدهاند.
که گشتی تو از مرگشان شاد خوار
ایا بی وفا دهر ناسازگار
هوش مصنوعی: آیا از مرگ آنها خوشحالی و شادمان هستی، ای زمانهای که همیشه ناپایدار و بیوفایی؟
به کام عجوزی تو را چرخ گشت
بریدی سر پاک یحیی به طشت
هوش مصنوعی: به خاطر خواستههای یک زن سالخورده، سر پاک یحیی (حضرت یحیی) را از بدن جدا کردند و در ظرفی گذاشتند.
سرمن هم اکنون بخواهی برید
که خوشنود گردد یزید پلید
هوش مصنوعی: اگر بخواهی سر من را همین حالا ببری، یزید بدچهره خوشحال خواهد شد.
چو خواهرش آن سوگواری بدید
یکی آه سرد ازجگر برکشید
هوش مصنوعی: وقتی خواهرش را که در حال سوگواری بود دید، یک آه عمیق و سرد از دلش برخاست.
بگفتا به افغان که ای تاجور
دهی امشب ازکشته گشتن خبر
هوش مصنوعی: کسی به یک افغان میگوید که ای تاجور، امشب از مرگ و کشته شدن کسی خبر بده.
مراکاش ازین پیش تر مرگ من
زخاک سیه کرده بودی کفن
هوش مصنوعی: قبل از این که من مرده باشم، تو از خاک سیاه برای من کفن آماده کرده بودی.
زآل عبا جز تو بر همه رفته گان
تویی بخت بیدار آن خفته گان
هوش مصنوعی: در میان کسانی که از نسل عبا (نسبت به پیامبر) رفتهاند، تنها تویی که بخت بیدار و تلاشگر هستی، به طوری که دیگران که خوابیدهاند، نمیتوانند به این مقام برسند.
تو هم خواهی ازما جدایی کنی
به دیگر جهان کد خدایی کنی
هوش مصنوعی: تو هم روزی از ما جدا خواهی شد و در دنیای دیگر به نوعی زندگی خواهید کرد که نشاندهندهی ویژگیهای خاص خودت باشد.
پس ازتو چه سازیم ما بیکسان
به این خردسالان و این نورسان
هوش مصنوعی: پس از تو ما چه باید بکنیم؟ ما که برای این جوانان و این روشنان به مانند تو بیکس هستیم.
همی سوزدم دل که از چار سوی
ببسته است راه تو ای پاکخوی
هوش مصنوعی: دل خود را میسوزانم زیرا راهی به سوی تو ندارم، ای شخصیت پاک و نیکو.
تو را چاره ای نیست درکار خویش
به جز آنکه گیری ره مرگ پیش
هوش مصنوعی: تو در کار خود چارهای نداری جز اینکه راهی را انتخاب کنی که به مرگ میرسد.
بگفت این و افغان زدل برکشید
بزد دست برسر گریبان درید
هوش مصنوعی: شخصی سخنی گفت و در همان لحظه احساساتش چنان شدت گرفت که دستش را بر سرش زد و لباسش را پاره کرد.
بیفتاد ازپای و بیهوش شد
توگفتی که از پیکرش توش شد
هوش مصنوعی: از پای افتاد و بیهوش شد، تو گفتی که از بدنش روح خارج شد.
به رخسار بانو شه کامیاب
ز مژگان برافشاند روشن گلاب
هوش مصنوعی: چهره آن بانوی زیبا مانند گل سرخ است و از چشمانش عطر و زیبایی را به اطراف پخش میکند.
گل پژمریده ز بوی گلاب
شکفته شدوکرد نرگس پرآب
هوش مصنوعی: گل پژمرده به خاطر عطر گلاب شکوفا شد و نرگس هم پرآب گردید.
ز بی یاری خسرو نینوا
زهر بند او خاست چون نی نوا
هوش مصنوعی: از نبودن یار، نوای خسرو نینوا به گوش میرسد، همانطور که نواهای نی از وجودش به وجود میآید.
چو دیدش چنان مویه گر شاه دین
بدو گفت: کای بانوی دل غمین
هوش مصنوعی: وقتی شاه دین او را دید که چنین ناله و فریاد میزند، به او گفت: ای بانوی دلشکسته و غمزده.
به پایان درآید چو این روزگار
نماند کسی زنده جز کردگار
هوش مصنوعی: زمانی که این دنیا به پایان برسد، هیچکس جز خداوند زنده نخواهد ماند.
یکی پند فرخ برادر پذیر
مرا هم چو جد وپدر رفته گیر
هوش مصنوعی: یکی از برادران با کلام نیک و فرخندهاش مرا نصیحت میکند، پس من نیز باید مانند جد و پدر خود، به این نصیحت گوش دهم و آن را بپذیرم.
ز آنان نیم من فزون تر به فر
که کردند زین دار فانی سفر
هوش مصنوعی: من از دیگران سرتر و برتر هستم، زیرا آنها از این دنیای فانی سفر کردهاند و من هنوز در اینجا هستم.
چو رفتم من از این سرای سپنج
فزون شد تو را محنت و درد و رنج
هوش مصنوعی: وقتی من از این دنیا بروم، سختیها و درد و رنج تو بیشتر خواهد شد.
گریبان مکن چاک و مخراش روی
پریشان مکن موی و آوخ مگوی
هوش مصنوعی: پیشهٔ زود از کوره در نرو و خودت را نران. به خودت آسیب نزن و از درد و غم نگو.
ز مژگان بریز اشک، لیکن بلند
مکن گریه ای خواهر مستمند
هوش مصنوعی: اشکهای خود را از چشمانت بریز، اما صدای گریهات را بلند نکن، ای خواهر رنج دیده.
چو غم از دل پاک خواهر سترد
مراو را سوی خیمه ی خویش برد
هوش مصنوعی: زمانی که خواهرم غم را از دل من دور کرد، مرا به سمت چادر خودش برد.
خود آمد زنو سوی خرگه فراز
به پای اندر استاد بهر نماز
هوش مصنوعی: او از خانهاش به سوی محل عبادت آمد و به پا ایستاد تا نماز بخواند.