برگردان به زبان ساده
بد اختر برآشفت و با شمرگفت
که ای اهرمن آمده با تو جفت
هوش مصنوعی: بدی به شدت خشمگین شده و به شمر میگوید که ای موجود ناپاک، دشمن تو در کنار تو آمده است.
تو این آتش فتنه افرختی
که تا حشر از آن عالمی سوختی
هوش مصنوعی: تو آتش فتنهای را روشن کردهای که تا قیامت، عالمی را در آتش آن خواهد سوخت.
به نام من آوردی این ننگ را
نهشتی به صلح آورم جنگ را
هوش مصنوعی: با نام من این ننگ را به ثبت رساندی، حالا من باید برای برقراری صلح، جنگ را به وجود بیاورم.
کجا سبط فرخنده نام رسول
کند بیعت شاه شامی قبول؟
هوش مصنوعی: چه جایى است که فرزند خوشنام رسول، بیعت را از شاه شام بپذیرد؟
میان هر که با او پی جنگ بست
دل احمد و مرتضی راشکست
هوش مصنوعی: هرکسی که با او به جدال پرداخت، دل احمد و مرتضی را شکست.
بدو گفت شم تبه روزگار
همان دون و دد فطرت نابکار
هوش مصنوعی: به او گفت که سرنوشتش به تباهی میانجامد و فطرت پست و زشت او را نشان میدهد.
گرت باشد اندیشه و واهمه
ز رزم گزین زاده ی فاطمه
هوش مصنوعی: اگر نسبت به جنگ و مقابله ترس یا تردید داشته باشی، فرزند فاطمه را انتخاب کن.
سپهداری این سپاه گشن
به من واگذار و برو –زی وطن
هوش مصنوعی: به من سپردن مسئولیت رهبری این گروه گرسنه را، خودت برو به سمت میهن.
بدو گفت اهریمن از روی طیش
که جز من نشاید سپهدار جیش
هوش مصنوعی: اهریمن با خشم و عصبانیت گفت که هیچ کس جز من لایق فرماندهی و رهبری نیست.
به ناپاکرایی من از تو –برم
به کین گستری کی ز تو کمترم؟
هوش مصنوعی: از ناپاکیهای من نسبت به تو میروم، اما آیا به خاطر ترسی که از تو دارم، کمتر از تو هستم؟
خود این زشت کردار دارم قبول
کنم رزم با نور چشم رسول
هوش مصنوعی: من باید به خودم بقبولانم که با وجود رفتارهای ناپسند، هنوز هم باید با عشق و ارادت نسبت به پیامبرم مبارزه کنم.
بگفت این و با لشگر کینه جوی
سوی خرگه شاه بنهاد روی
هوش مصنوعی: او این را گفت و با لشکری که به دنبال انتقام بود، به سمت کاخ شاه حرکت کرد.
خروشید کوس و بلرزید دشت
غبار زمین ز آسمان درگذشت
هوش مصنوعی: ساز و نوایی به طرز شدیدی به صدا درآمد و دشت به لرزه درآمد. گرد و غبار زمین به خاطر عبور آسمان بر افراشته شد.
سر بانوان خواهر شهریار
چو بشنید غوغای اسب و سوار
هوش مصنوعی: وقتی خواهر شهریار صدای آشفتگی اسب و سواران را شنید، نگران و ترسان شد.
ز برج سراپرده چون آفتاب
خرامید سوی شه کامیاب
هوش مصنوعی: از بالای چادر، مانند خورشید با وقار و آرامی به سوی شاه کامیاب حرکت کرد.
بدید آن شهنشاه جن و بشر
به زانو نهاده سر تا جور
هوش مصنوعی: شاه بزرگ، هم از جن و هم از انسان، به زانو درآمده و سرش را تا زمین خم کرده است.
غنوده است و عباس نزدش به پای
چو حیدر به نزد رسول خدای
هوش مصنوعی: عباس در کنار او خوابیده است، مانند حیدر که در کنار پیامبر خدا است.
همی گفت زار وهمی ریخت آب
ز مژگان به رخسار چون آفتاب
هوش مصنوعی: او با حالتی غمگین صحبت میکرد و اشکهایش بر صورتش مانند نور خورشید میدرخشید.
که ای بخت خوابیده بیدار شو
هیاهوی رزم آوران راشنو
هوش مصنوعی: ای سرنوشت که در خواب هستی، بیدار شو و صدای هیاهوی جنگجویان را بشنو.
تو بخت منی چند مانی به خواب؟
یکی وارهان مر مرا زاضطراب
هوش مصنوعی: تو شانس منی، چقدر میخواهی در خواب بمانی؟ یکی باید مرا از این نگرانی آزاد کند.
بود فتنه بیدار و تو گرم خواب
یکی سر بر آر ای شه کامیاب
هوش مصنوعی: فتنهای بیدار شده و تو در خواب هستی. ای پادشاه پیروز، کمی سر بلند کن و بیدار شو.
ز افغان خواهر سر از خواب ناز
برآورد دارای مرز حجاز
هوش مصنوعی: خواهر افغان از خواب راحت بیدار شد و دارای فضایل و زیباییهای سرزمین حجاز است.
بدو گفت کای پرده گی خواهرم
به جا مانده از مهربان مادرم
هوش مصنوعی: او گفت: ای پردهای که از مادرم به یادگار مانده، تو خواهرم هستی.
کنون دید چشم روانم به خواب
رخ پاک پیغمبر و بوتراب
هوش مصنوعی: اکنون چشمانم در خواب، چهرهی پاک پیامبر و بوی خوش بوتراب را میبیند.
حسن نیز با مهربان مادرم
که پرورد مانند جان دربرم
هوش مصنوعی: زیبایی و محبت مادرم همچون جان من است و او را مانند جانم در آغوش دارم.
مرا گفت پیغمبر بی قرین
که مهمان مایی به خلد برین
هوش مصنوعی: پیامبر به من گفت که ما مهمان سرای بهشتی هستیم و نباید تنها بمانیم.
چو بانو چنین از برادر شنید
سرشکش به سیمای سیمین چکید
هوش مصنوعی: وقتی زن این خبر را از برادرش شنید، اشکش مانند نقره بر چهرهاش جاری شد.
به سر بر خورشان همی خاک ریخت
به تابنده مه عقد پروین گسیخت
هوش مصنوعی: خاک بر روی سر ستارگان ریخته شد و این باعث شد که درخشش ماه از میان عقدی که پروین (یک خوشه ستارهای) را در بر گرفته بود، آزاد شود.
بدو گفت دارای پیروزمند
که ای غمزده خواهر مستمند
هوش مصنوعی: او به خواهر نالان و بیچارهاش گفت: ای غمزده و رنجکشیده! تو که در سختی به سر میبری.
ره ناله از دل مفرمای باز
به درد و غم اندر-بسوز و بساز
هوش مصنوعی: از دل خود ناله نکن و اجازه نده که غم و درد به تو غلبه کند. به جای آن، تلاش کن که با سختیها کنار بیایی و زندگیات را ادامه بده.
صبوری بجوی از خدای جهان
که باشد دراین پرده رازی نهان
هوش مصنوعی: از خدای عالم صبوری را طلب کن، زیرا در این دنیا اسراری نهفته وجود دارد.