برگردان به زبان ساده
دگر روز آب شب که چرخ بلند
جهان را ردای شب ازتن فکند
هوش مصنوعی: روز دیگری میرسد که شب مانند یک پرده، جهان را رها میکند و به جای آن روز طلایی میآید.
هوا دم زرخشان رخ هورزد
سر از کوهسار آتش طور زد
هوش مصنوعی: هوای روشن و دلنشینی است که در آن، خورشید از پشت کوهها سر برآورده و نورش همچون آتشی در کوههای بلند میتابد.
سواری پدید آمد از گرد راه
به نزد عمر رفت آن رو سیاه
هوش مصنوعی: یک سوار سیاهپوست از دور به سمت عمر آمد.
یکی نامه دادش زابن زیاد
بخواندش چو آن ریمن پرفساد
هوش مصنوعی: یک نفر نامهای به او داد که باید آن را خیلی زیاد میخواند، مثل داستان ریمن که پر از فساد و مشکل است.
بدید آنکه بنگاشته اهرمن
که کردم از اینت سرانجمن
هوش مصنوعی: دیدم که شیطانی را بهوجود آوردهام و به خاطر این کار از جمع شما دور شدم.
که برگیری از تن سرشهریار
فرستی بر من به کوفه دیار
هوش مصنوعی: تو از سر آن شاه بزرگ، چیزی به من بفرست که در کوفه زندگی میکنم.
نهشتم دگر عذر بهر تو من
به فرمانت کردم سپاهی کشن
هوش مصنوعی: من برای تو عذر و بهانهای دیگر دارم و به خاطر تو به فرمانت آمادهام تا در میدان جنگ بجنگم.
برآن باش تا آنکه هر صبح و شام
به سوی من از خود رسانی پیام
هوش مصنوعی: سعی کن هر صبح و عصر از طرف خودت خبری از حال و احوالت به من برسانی.
به پور پیمبر ببند آب را
بکش تشنه لب شاه و اصحاب را
هوش مصنوعی: به فرزند پیامبر لطف کن و آب را به او بده، تا اینکه تشنگی شاه و همراهانش رفع شود.
مهل رخ سوی آب شیرین نهند
که تا جان شیرین به تلخی دهند
هوش مصنوعی: اجازه ندهید که چهره زیبا به آب شیرین نزدیک شود، زیرا این کار باعث میشود جان شیرین شما با تلخی مواجه شود.
ستمگر چو بر خواند آن نامه را
نو آییین کین کرد هنگامه را
هوش مصنوعی: زمانی که ستمگر آن نامه جدید را بخواند، بر اثر آن، شور و هیجانی به وجود میآید.
به عمروابن حجاج ناپاکزاد
هزاری چهار ازسواران بداد
هوش مصنوعی: عمرو ابن حجاج، فرماندهای ناپاک و بدذات، هزار و چهار سوارکار را به خدمت گرفت.
که بر آل پیغمبر و پیروان
ببندند از کینه آب روان
هوش مصنوعی: از کینه و دشمنی، به خاندان پیامبر و پیروان او آسیب برسانند و بر آنان ظلم کنند.
چنان کرد عمرو بن حجاج کار
که فرمودش اهریمن نابکار
هوش مصنوعی: عمرو بن حجاج اینگونه عمل کرد که او را به شیطان بدجنس سپرده بودند.
سپهرا به هم بشکند چنبرت
فتد افسر مهر و ماه از سرت
هوش مصنوعی: اگر آسمان را بشکنی، تاج خورشید و ماه از سرت خواهد افتاد.
به آل نبی کین فزودن چرا؟
به کام بد اندیش بودن چرا؟
هوش مصنوعی: چرا باید به خاندان پیامبر ظلم و ستم کرد؟ چرا باید به فکر بد و ناپسند بود؟
ددان را گوارنده آب روان
لب تشنه شیران یزدان نوان
هوش مصنوعی: حیات وحش از آب زلال بهرهمند میشود و شیران که موجودات نیرومندی هستند، در کنار آن آب در جستجوی زندگی و مایحتاج خود هستند.
به هم بشکنی بال طاووس باغ
که گردد ستاک کلان جای زاغ
هوش مصنوعی: اگر بالهای طاووس باغ را بشکنی، دیگر آن زیبا و با شکوه نخواهد بود و جای آن، زاغ سیاه و بیزیبایی خواهد نشسته.
به گردندی خویش چون دشمنی؟
به یزدان پناهم که اهریمنی
هوش مصنوعی: چرا در دور و بر خود مانند یک دشمن رفتار میکنی؟ به خدا پناه میبرم که از شیطان دور باشم.
تو دادی بساط سلیمان به یاد
ازین پس من و مهر تو این مباد
هوش مصنوعی: تو به من قدرت و امکاناتی همچون سلیمان بخشیدی، اما از این پس، من و علاقهام به تو این طور نخواهد بود.
سوی آب بستن چو دشمن شتافت
به یاران شه تشنگی دست یافت
هوش مصنوعی: وقتی دشمن به سمت آب رفت، یاران شاه به تشنگی گرفتار شدند.
یکی تیشه بگرفت دست خدای
به پشت سراپرده آن رهنمای
هوش مصنوعی: یک نفر تیشهای را در دست خداوند گرفت و به پشت پردهاش، که نشانگر راهنمایی است، اشاره کرد.
سوی قبله بنهاد نه گام زود
زمین را بدان تیشه لختی شخود
هوش مصنوعی: به سوی قبله گام برداشت و زمین را به تیشهای نرم و آرام برداشت.
بجوشید ازامر جان آفرین
یکی ژرف چشمه درآن سرزمین
هوش مصنوعی: از دستور و فرمان جان آفرین، چشمهای عمیق در آن سرزمین به وجود آمد.
شهنشاه و یاران فرخ تبار
بخوردند از آن آب شیرین گوار
هوش مصنوعی: شاه و یاران نیکزاد او از آن آب شیرین و خوشمزه نوشیدند.
نمودند سیراب اسب و شتر
سپس مشک ها زآب کردند پر
هوش مصنوعی: آنها آب را به اسب و شتر دادند و سپس مشکها را از آب پر کردند.
چو بگذشت لختی ز چشم جهان
شد آن چشمه چون آب حیوان نهان
هوش مصنوعی: پس از مدتی که از دید جهان گذشت، آن چشمه به مانند آب حیات در پنهان ماند.