برگردان به زبان ساده
بدی کامل پاک دین داشت نام
به دل کینه ها داشت ازشاه شام
هوش مصنوعی: شخصی که بدی و کینه در دلش موج میزند، در حقیقت مظهر پاکی و صداقت به نظر میرسد. او از طرف دیگر، دارای ویژگیهایی است که باعث میشود به عنوان شخصیتی با ارزش در نظر گرفته شود، اما در عمق وجودش، کینه و بدی را نسبت به دیگران احساس میکند. این موضوع نشاندهنده تضاد بین ظاهری زیبا و باطن ناپاک است.
به بن سعد زشت اختر بدسگال
چنین گفت آن کامل بی همال
هوش مصنوعی: به بن سعد که در زندگی خود بدشخصیت و بدشگون بود، آن فرد کامل و بینظیر اینگونه صحبت کرد.
که بینم بسی زار و پژمان تو را
به کام خود اندر هراسان تو را
هوش مصنوعی: میخواهم ببینم که چگونه در وضعیت زار و ناتوانی به سر میبری و چه ترس و اضطرابی در دل داری.
به من راز پنهان خود بازگوی
که بینم دراین چیست رای نکوی
هوش مصنوعی: از من خواهش میکنی که راز نهانیات را بگویی تا بفهمم در این موضوع چه نظری خوب و زیبا وجود دارد.
بدو مرد بد کیش ناپاک گفت
که راز از تو هرگز نیارم نهفت
هوش مصنوعی: مردی بدطینت و ناپاک به او گفت که هرگز رازهایت را از من پنهان نخواهی کرد.
مرا پور مرجانه بنواخته
به منشور ری سر برافراخته
هوش مصنوعی: من به خاطر رفتار خوب و لطافت کلام پسر مرجان، به تحسین و ستایش او پرداختهام و او را در نظر خود بلندمرتبه و ارزشمند میبینم.
که لشگر سوی کربلا برکشم
حسین علی را به خون درکشم
هوش مصنوعی: من میخواهم به کربلا لشگری بفرستم و حسین بن علی را به خون بکشانی.
چه نوشم دل آسوده یک جرعه آب
چه درخون کشم زاده ی بوتراب
هوش مصنوعی: من در حالی که میتوانم با یک جرعه آب راحتی و آسودگی بیابم، میتوانم در عوض به خودم سختی دهم و در درد و رنج غوطه ور شوم.
ولی در هراسم ز انجام کار
که چون بگذرد زین سپس روزگار
هوش مصنوعی: اما من نگرانم از پایان کار، زیرا وقتی این روزها سپری شوند، چه بر سر روزگار خواهد آمد.
به هر جا که بر پا شود انجمن
بگویند با هم چنین مرد و زن
هوش مصنوعی: هر کجا که جمعی شکل بگیرد، میگویند که مردان و زنان در آنجا به یکدیگر کمک و همراهی میکنند.
که از دین پی ری عمر دست شست
ابا پور دارای دین رزم جست
هوش مصنوعی: کسی که زندگیاش را بر اساس دین بنا نمیکند، از آن دست میکشد و کسی که دارای ایمان و دیانت است، به دنبال جهاد و مبارزه است.
تو را اندرین کاربر – چیست رای
بیندیش وآنگاه پاسخ سرای
هوش مصنوعی: در این کار چه نیازی به فکر و اندیشه داری، اول خوب فکر کن و سپس به سوال پاسخ بده.
شنید این چو آن پیر روشن ضمیر
بماند ازجوابش سرافکند زیر
هوش مصنوعی: وقتی آن پیر با دانش و بصیرت این حرف را شنید، از جواب دادن به آن سرافکنده و شرمنده ماند.
پس آنگه برآشفت وبا او بگفت
که مانا تو رابخت بیدار خفت
هوش مصنوعی: پس از آن، او به شدت ناراحت شد و به او گفت: "تا زمانی که تو بیدار هستی، شانس تو در خواب است."
تفو باد برجان پرکین تو
بدا بر تو وکیش وآیین تو
هوش مصنوعی: تفو بر جان تو، ای کسی که از تو بدم میآید و بر روش و منش تو.
نبودت مگر شرمی ازکردگار
که راندی چنین گفت نا استوار
هوش مصنوعی: وجود تو تنها نشانهای از شرم است که از خداوند داری؛ بنابراین، اینگونه به طور ناپایدار و نامطمئن سخن میگویی.
برآنی که سبط پیمبر کشی
گرانمایه فرزند حیدر کشی
هوش مصنوعی: ای کسی که از نسل پیامبر، فرزند با ارزش علی بن ابیطالب هستی، به دنیا آمدهای.
سرتاجداری زنی برسنان
که بوسد زمین پیش او آسمان
هوش مصنوعی: سرور و تاجدار بودن زنی است که به قدری بزرگوار و محترم است که زمین در برابر او به سجده درآید و آسمان بر او سجده کند.
تنی را به خاک افکنی خوار وزار
که بر دوش خیرالبشر شد سوار
هوش مصنوعی: اگر کسی بدن را به زمین بیندازد و خوار و ذلیل کند، بداند که آن انسانی که بر دوش او سوار شده، بهترین انسانهاست.
تو را با جهان آفرین جنگ چیست؟
به پیکار پیغمبر آهنگ چیست؟
هوش مصنوعی: چرا با خالق هستی درگیر هستی؟ هدف تو از ورود به میدان پیامبر چیست؟
گواه است برگفت من کردگار
کنی گر به رای بد این زشت کار
هوش مصنوعی: خداوند گواه است که اگر تو با فکر و نظر نادرست به این رفتار زشت ادامه دهی، عواقب آن را خواهی دید.
نمانی به دنیا به جز اندکی
به دوزخ شتابی دو منزل یکی
هوش مصنوعی: اگر در دنیا زندگی کنی، جز اندکی از عمرت باقی نمیماند و در نهایت باید به دوزخ بروی، بنابراین به سرعت به سوی آنجا که باید بروی، حرکت کن.
ستم پیشه اهریمن سهمگین
برآشفت وبا پیر گفت این چنین:
هوش مصنوعی: اهریمن خبیث و ظالم به شدت ناراحت شد و به پیرمرد گفت که اوضاع اینگونه است.
زمردن چه ترسانی ایدون مرا؟
نمایی ازین ره دگرگون مرا
هوش مصنوعی: مرا از مرگ نترسان، چون به من نشان دهی که چگونه میتوانم به شکل دیگری از این مسیر عبور کنم.
به خونریزی از زاده ی فاطمه
به ده سال گردم شبان رمه
هوش مصنوعی: من به خاطر خونریزی و شهادت فرزند فاطمه، ده سال به کشتار و تاریکی فکر میکنم و در دل شب، به سرپرستی گ flock میپردازم.
به ری در همی مرزبانی کنم
طرب سازم وکامرانی کنم
هوش مصنوعی: من در ری به پاسداری از مرزها مشغولم و همزمان خوشحالی و شادکامی را به وجود میآورم.
بدو گفت پیر ارتو را هست عقل
نیوش از بیان من این نغز نقل
هوش مصنوعی: پیر به ارتو گفت، به او یادآوری کرد که عقل تو باید از سخنان من استفاده کند و این حکمت را دریابد.