برگردان به زبان ساده
به باب تو ای مرد پرخاشگر
مرادوستی بود از این پیشتر
هوش مصنوعی: ای مردی که همواره پرخاشگر هستی، من قبلاً دوستیای از تو را خواستهام.
به سالی من واو سوی مرز شام
ابا کاروان می نهادیم گام
هوش مصنوعی: در سالی که من و همراهانم به سمت مرز شام حرکت کردیم، قدمهای خود را به سوی کاروان گذاشتیم.
یکی روز بی زاد و بی راحله
به جا باز ماندم من از قافله
هوش مصنوعی: یک روز بدون امکانات و وسایلی که معمولاً به همراه داشتم، در جایی ماندم و از گروه جدا شدم.
نه آبی که لب تر نمایم ازوی
نه مردی که گردم ازوراه جوی
هوش مصنوعی: نه آن آبی که بخواهم از آن کمی بنوشم و احساس آرامش کنم، نه آن مردی که بخواهم برای او تلاش کنم و از او پیروی نمایم.
ز تازی تکاور فرود آمدم
زبان پر نیازو درود آمدم
هوش مصنوعی: من از طبع تند و سخت به آرامش آمدم و با زبانی پر از نیاز و احترام سخن میگویم.
به دستی عنان وبه دستی سنان
به ناچار گشتم به صحرا روان
هوش مصنوعی: با یک دست کنترل را در دست دارم و با دست دیگر نیز سلاحی در دست گرفتهام، به ناچار به سمت بیابان روانه شدم.
که ناگه ز بخشایش کردگار
یکی دیرم آمد به چشم آشکار
هوش مصنوعی: ناگهان از بخشش خداوند، یکی به چشمم ظاهر شد.
سپردم سوی دیر ره با شتاب
مگر ترکنم خشک لب را ز آب
هوش مصنوعی: من با شتاب به سمت میخانه رفتم تا شاید بتوانم لبهای خشک خود را از آب سیراب کنم.
سبک دست بر حلقه ی در زدم
نگهبان آن را ندا بر زدم
هوش مصنوعی: به آرامی و با احتیاط به در زدم و نگهبان آنجا را صدا کردم.
خدا خانه بربام آمد فراز
مرا گفت: برگو چه داری نیاز؟
هوش مصنوعی: خداوند به بالای بام خانهام آمد و به من گفت: چه نیازی داری؟
بگفتم: مرا تشنگی با شتاب
بدین در دوانید از بهر آب
هوش مصنوعی: گفتم که تشنگی مرا بسیار تحت فشار قرار داده و به سرعت به دنبال آب میگردم.
چنین گفت آن مرد یزدان پرست:
کدامین پیمبر تو را رهبر است؟
هوش مصنوعی: مردی که خداپرست بود، گفت: کدامیک از پیامبران، تو را راهنمایی میکند؟
بگفتم: که هستم ز روی صصفا
به دین پیرو شاه دین مصطفی (ص)
هوش مصنوعی: گفتم که به خاطر صداقت و صفا، پیرو دین پیامبر بزرگ، محمد (ص)، هستم.
بگفتا: شما بدترین امت اید
نبی رازکین قاتل عترت اید
هوش مصنوعی: او گفت: شما بدترین امت هستید، زیرا نبی را مورد آزار و اذیت قرار دادهاید و خانوادهاش را کشتهاید.
جگر گوشه ی سید انبیا
شود کشته از جور وکین شما
هوش مصنوعی: فرزند عزیز پیامبر بزرگوار به خاطر ظلم و کینه شما جانش را از دست خواهد داد.
کنید آنچه من دیده ام درکتاب
زسبط پیمبر – شما منع آ ب
هوش مصنوعی: آنچه که من در کتاب ز دیدار با نسل پیامبر شاهد بودم، شما آن را منع نکنید.
به تیغ ستم از تنش سربرید
زدین نیاکان او بگذرید
هوش مصنوعی: با ظلم و ستم، از او جانش را گرفتند و نیاکانش را نیز فراموش نکنید.
بدو گفتم: ای راهب هوشیار
چنین کار از ما شود آشکار؟
هوش مصنوعی: به او گفتم: ای راهب باهوش، آیا چنین کاری از ما به وضوح دیده میشود؟
مرآن پارسا بنده ی نیکبخت
به جان آفرین – خورد سوگند سخت
هوش مصنوعی: او بندهای پارسا و خوشبخت است که با تمام وجودش، به جانآفرین قسمهای محکم میخورد.
که فرزند پیغمبر دین پناه
به دست شما گشت خواهد تباه
هوش مصنوعی: فرزند پیامبر، که پناه دین است، به دست شما به نابودی خواهد رسید.
چو شد کشته آن شاه آخر زمان
براو خون بگرید همی آسمان
هوش مصنوعی: زمانی که آن پادشاه نهایی از دنیا رفت، آسمان نیز به اندازهای به خاطر او اشک ریخت.
پس از آن به خونخواهی آن جناب
برانگیزد ایزد یکی کامیاب
هوش مصنوعی: بعد از آن، خداوند برای انتقام گرفتن از آن بزرگوار، کسی را موفق خواهد ساخت.
ز بدخواه آن شاه دنیا و دین
بسی خون بریزد به روی زمین
هوش مصنوعی: از دشمن آن پادشاه دنیا و دین بهخاطر بدخواهیاش خونهای زیادی بر زمین ریخته خواهد شد.
گمانم که با دشمن آن جناب
تو را دوستی باشد و انتساب
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که با دشمن آن فرد، تو رابطهای دوستانه و نزدیکی داری.
دریغا درآن دم که شاه زمن
کند جنگ با دشمن خویشتن
هوش مصنوعی: ای کاش در آن لحظه که پادشاه با دشمن خود مواجه میشود، درگیری و جنگی رخ ندهد.
نیم من به گیتی که در راه او
شوم کشته ی تیغ بد خواه او
هوش مصنوعی: نصف من به خاطر او و زندگیام را فدای راهی میکنم که در آن، ممکن است به دست دشمنانش کشته شوم.
بدو گفتم:ای راهب پارسای
پناهنده ام من به یکتا خدای
هوش مصنوعی: به او گفتم: ای راهب دیندار، من به خداوند یگانه پناه آوردهام.
کز آنان نباشم که دردشت کین
سگالند پیکار با شاه دین
هوش مصنوعی: من از آن دسته نیستم که در میدان جنگ با شاه دین به دنبال انتقام و کینهجویی هستند.
مراگفت راهب: کز آنان نه ای
به مهر شهنشاه – محکم پی ای
هوش مصنوعی: راهب به من گفت که از آنها دوری کن، چون مهر و محبت شاه را در دل نداری. پس در مسیری که انتخاب کردهای، محکم و استوار قدم بردار.
ولی دوستی داری اندرمیان
ابا دشمن شاه اسلامیان
هوش مصنوعی: اما تو دوستی داری که در میان دشمنان شاه مسلمانان قرار دارد.
بگفت این واز جای خود شد فرود
به آبم ببخشود ونه درگشود
هوش مصنوعی: او این را گفت و از جایش پایین آمد؛ سپس به آب رفت و از او گذشت.
چو دیدم چنین شرمسار وغمین
نشستم سبک پوی بر پشت زین
هوش مصنوعی: وقتی دیدم او اینقدر شرمنده و ناراحت است، سوار بر اسب شده و دلم آرام گرفت.
به پیش آمدم رنج زاندازه بیش
که تا راه جستم به یاران خویش
هوش مصنوعی: به خاطر رنج و مشکلات بیش از حدی که تحمل کردهام، تصمیم گرفتم که به دنبال دوستانم بروم.
مراگفت بابت چه پیش آمدت
چها بردل وجان ریش آمدت
هوش مصنوعی: مرا پرسید که چرا به دل و جانت آسیب رسیده و این چه بلایی بر تو گذشته است.
هر آنچ از پرستند ه ی راستگوی
شنیدم یکایک بگفتم بدوی
هوش مصنوعی: هر چیزی را که از پرستندگان حقیقت و راستگویی شنیدم، تک تک آنها را برای تو تعریف کردم.
چو باب تو از من شنید این سخن
پرید از رخش رنگ و لرزید تن
هوش مصنوعی: وقتی که تو سخنان من را شنیدی، رنگ رخسارش پرید و بدنش از ترس لرزید.
سبک گفت لختی به من گوش دار
که نزد تو رازی کنم آشکار
هوش مصنوعی: لحظهای به من توجه کن، تا چیزی رازآلود را برایت بیان کنم.
درآن دیر روزی نمودم مقام
خداوند آن سوی من هشت گام
هوش مصنوعی: روزی در عبادتگاه، نزدیکی خداوند را احساس کردم و تنها هشت گام با او فاصله داشتم.
به تندی مرا گفت: ای شور بخت
که داری دلی همچو پولاد سخت
هوش مصنوعی: با شدت به من گفت: ای بدشانس، تو دلی داری که مانند فولاد محکم و سخت است.
تویی دشمن شاه آزاده گان
کشنده ی همه هاشمی زاده گان
هوش مصنوعی: تو دشمن شاهان آزاد هستی و میکشی کسانی را که از خانواده هاشمیزاده هستند.
وگر خود نه ای از تو آید پدید
کسی کو سر شاه خواهد برید
هوش مصنوعی: اگر خودت نباشی، هیچکس نمیتواند بهدنبال قدرت برود و کارهای بزرگ انجام دهد.
تفو باد بر رای وفرجام تو
بدان تخمه ی زشت بد نام تو
هوش مصنوعی: نفس بر روی نظر و نتیجهات باد، به خاطر آن نطفه زشت و بدنامت.
بدین سان چو بشنیدم ازوی سخن
بلرزید از آن گفته اندام من
هوش مصنوعی: وقتی از او حرف شنیدم، بدنم به خاطر آن صحبت به لرزه درآمد.
به خود گفتم آیا شوداین گناه
زمن سرزند سازدم رو سیاه
هوش مصنوعی: به خودم گفتم آیا ممکن است این گناه از من سر بزند و باعث شود که من رسوا شوم؟
ویا گردد این کار نااستوار
ز فرزند من درجهان آشکار
هوش مصنوعی: اگر این کار ناپایدار باشد، در دنیا به واسطه فرزند من به وضوح نمایان خواهد شد.
من ازشومی آن تباهی برم
به هر دو جهان رو سیاهی برم
هوش مصنوعی: من از شر تو به هر دو جهان میگریزم و در نتیجه، بینهایت بدبختی و تاریکی نصیبم خواهد شد.
کنون تو به اندرز من گوش دار
هر آنچت سرایم بدان هوش دار
هوش مصنوعی: اکنون به نصیحت من توجه کن و از هر چیزی که میگویم با دقت گوش کن.
مده ره به خود دیو ناپاک را
مکش زاده ی شاه لولاک را
هوش مصنوعی: راه را به دیو ناپاک نده و فرزند شاه لولاک را نکش.
ابا پور پیغمبر نیکخواه
که مارا سوی حق نموده است راه
هوش مصنوعی: پسر پیامبر نیکوکار ما را به سمت حقیقت هدایت کرده است.
مکن دشمنی – گرد زشتی مگرد
که پاداش نیکی بدی کس نکرد
هوش مصنوعی: با کسی دشمنی نکن و خودت را به زشتی نیفکن، زیرا کسی هرگز به خاطر انجام کار خوبش پاداش بدی دریافت نکرده است.
بسی پیر زاینگونه بنمود یاد
ستم پیشه را هیچ سودی نداد
هوش مصنوعی: بسیاری از پیران چنین نشان دادند که یادآوری ستمگران هیچ نتیجهای ندارد.
قمر- گو پیمبر دو پیکر کند
کجا جهل بوجهل باور کند؟
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به این موضوع اشاره دارد که چگونه ممکن است کسی به پند و اندرز یک پیامبر که در دو شکل و شخصیت مختلف برای او نمایان میشود، توجه نکند و در عوض به جهل و نادانی خود اصرار ورزد. به عبارت دیگر، اگر شخصی به راهنماییهای درست و منطقی توجه نکند و همچنان به نادانی خود ادامه دهد، ممکن است به چالشهای بزرگی بر بخورد.
به فرزند مرجانه رفت آگهی
که آن پاک دین پیر با فرهی
هوش مصنوعی: به فرزند مرجانه اطلاع رسید که آن شخص شایسته و پاکی که دین و دانش بالایی دارد، در حال حاضر به کار و فعالیت مشغول است.
به اندرز بن سعد بگشاده لب
ستمگر از آن کار شد در غضب
هوش مصنوعی: به خاطر نصیحتی که بن سعد به ستمگر کرد، او بر اثر آن کار خشمگین شد و زبانش را باز کرد.
به دژخیم گفتا پس آنگه شریر
ببرد زبان سخنگوی پیر
هوش مصنوعی: به نگهبان بدجنس گفت: حالا که چنین است، زبان پیر سخنگو را ببر.
چو دژخیم ببریدش ازکین زبان
به جان آفرین پیر بسپرد جان
هوش مصنوعی: وقتی که دشمن با کینه، زبان او را برید، جانش را به خداوند بزرگ که جانآفرین است سپرد.
پس از کشتن کامل باکمال
عمر آن ستم گستر بد سگال
هوش مصنوعی: پس از اینکه به طور کامل زندگی خود را سپری کرد و به انحراف و ظلم خود ادامه داد، پایان عمر آن شخص نادرست و بدسگال فرا رسید.