برگردان به زبان ساده
که این کار نستوده کارمن است
تبه گوهر آموزگار من است
هوش مصنوعی: این عمل ناخوشایند من، نشاندهنده عدم ارزش و اعتبار آموزگار من است.
بدو گفت سالار بی ننگ ونام
که رایت برافراز وبردار گام
هوش مصنوعی: سالار بیشرم و نام به او گفت که پرچم را برافراز و قدم بردار.
به نو باوه ی ساقی سلسبیل
ببند آب وبنمای او را قتیل
هوش مصنوعی: ساقی، لیوانی پر از شراب گوارا را برای من بیاور و از زیبایی او بگو که باعث میشود انسان دلبسته و اسیر او شود.
زلشگر بدو داد پس شش هزار
سواران همه از در کارزار
هوش مصنوعی: پادشاه برای او شش هزار سوار آماده کرد تا در میدان نبرد حاضر شوند.
چو از لشگر و خیمه و خواسته
شدآن اهرمن کارش آراسته
هوش مصنوعی: زمانی که از سپاه و تجهیزات و لوازم خبری نبود، آن موجود شوم آماده و مهیا شد.
زدرگاه فرزانه مرجانه تفغت
شتابان سوی خانه ی خویش رفت
هوش مصنوعی: فرزانه مرجانه از درگاه خود بیرون آمد و با سرعت به سوی خانه خود رفت.
زاولاد انصار جمعی کشن
به کاشانه ی او شدند انجمن
هوش مصنوعی: جمعی از فرزندان انصار به سوی خانه او آمدند و دور هم جمع شدند.
بگفتند اورا که آزرم دار
مکن با حسین علی کارزار
هوش مصنوعی: به او گفتند که با حسین دشمنی نکن و از او حیا کن.
به سبط نبی گر درآید شکست
شود نام اسلام با خاک پست
هوش مصنوعی: اگر یکی از نسلهای پیامبر به ما حمله کند، نام اسلام با خاک مهاجمان گم خواهد شد و در افت خواهد کرد.
نکوهش چو کردند لختی براو
چنین گفت زشت اختر کینه جو
هوش مصنوعی: وقتی که به او انتقاد کردند، بدجنس گفت: "چرا اینقدر بدشانس هستی و کینهورز؟"
پشیمانم از گفته ی خویشتن
نیاید چنین کار هرگز زمن
هوش مصنوعی: من از آنچه که گفتم پشیمانم و اینگونه رفتار از من برنمیآید.
چو اولاد انصار ازخانه اش
برفتند و خود ماند وکاشانه اش
هوش مصنوعی: زمانی که فرزندان انصار از خانه خارج شدند، او تنها ماند و خانهاش.
پسر خواهرش حمزه باوی بگفت
که راز ازمن الحال باید شنفت
هوش مصنوعی: پسر خواهر حمزه به او گفت که اکنون نیاز دارم رازی را از تو بشنوم.
پدرت آنکه گرد ونکونام بود
یکی ازدلیران اسلام بود
هوش مصنوعی: پدر تو یکی از دلیران اسلام بود که در گرد و غبار نبردها نامش بر سر زبانها بود.
تو نام پدر درنیاور به ننگ
ابا پور زهرا میارای جنگ
هوش مصنوعی: به خاطر آبرو و افتخار خاندان زهرا، به هیچ وجه نام پدر را در میان نیاور و در جنگ شرکت مکن.
زدین برمپیچان سرخویش را
مکش پور پیغمبر خویش را
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که کسی را به خاطر شرایط خاص یا اشتباهاتش نباید مورد انتقاد قرار داد؛ زیرا او در واقع فرزند پیامبر خود است و باید با محبت و احترام با او رفتار کرد.
رضای رسول ازیزید است به
به آن یک بپیوند وزین یک بجه
هوش مصنوعی: خواست پیامبر بزرگتر از هر چیزی است؛ پس به آن یک (مهمترین امر) بپیوند و از این یکی (چیزی که کوچکتر است) دوری کن.
چو شد رخش عمرحسین از توطی
نه کوفه پس از وی بماند نه ری
هوش مصنوعی: وقتی عمر حسین به پایان رسید و از توطئهها رهایی یافت، نه کوفه باقی ماند و نه ری.
من آوردم اندرز خود را به بن
تو خواهی بکن گوش وخواهی مکن
هوش مصنوعی: من نصیحت خود را به تو ارائه میکنم؛ اگر مایل هستی گوش کن و اگر نمیخواهی، به خودت مربوط است.
به پایان چو شد حمزه را گفتگوی
عمر بر دو پور خود آورد روی
هوش مصنوعی: وقتی صحبتهای حمزه به پایان رسید، او به دو پسرش نگاه کرد.
مهین پور اورا بدی حفس نام
که هشتی پدر وار –کینه گام
هوش مصنوعی: به او بگو که پدرش را به خاطر بدیهایش، به یاد نیاورد و تنها از خوبیها و صفات بامعنا او صحبت کند.