برگردان به زبان ساده
دو لشگر چو دیدند او رازدور
که تازد همی سوی ایشان ستور
هوش مصنوعی: دو لشکر وقتی او را دیدند که مانند ستوری (اسب) به سمت آنها میتازد، متوجه شدند.
سوی او همه دیده بگماشتند
عنان های اسبان نگه داشتند
هوش مصنوعی: همه توجه و نگاهها به سمت او معطوف شده و مهارهای اسبها را هم نگه داشتهاند.
چو آمد نیاورد شه را درود
به حر پوزش آورد و اورا ستود
هوش مصنوعی: وقتی که شاه به درگاه حر وارد شد، سلامی نیاورد و تنها به حر عذرخواهی کرد و او را مورد ستایش قرار داد.
بدادش یکی نامه پس آن سوار
ز فرزند مرجانه ی نابکار
هوش مصنوعی: یک سوار نامهای به فرزند مرجانهی بد ذات داد.
سپهدار بگرفت و بگشاد و دید
که بنوشته فرمانگزار پلید
هوش مصنوعی: فرمانده سپاه را دستگیر کرد و بعد از آن متوجه شد که نامهای از شخص فاسدی نوشته شده است.
که ای حر نام آور تیغ زن
تو را این چنین است فرمان زمن
هوش مصنوعی: ای حر، که در نام و کارزار معروفی، اینگونه است که از من فرمان میگیری.
به جایی که نبود درآن هیچ آب
فرود آر نوباوه ی بوتراب
هوش مصنوعی: به مکانی که هیچ آبی در آن نیست، نوزاد تازهای از خویش را بیاور.
از آن نامه نام آور سرفراز
شگفتی فرو ماند لختی دراز
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که از آن نامهی با شکوه و مشهور، شگفتی و تعجبی به وجود آمده که مدتی طولانی در ذهن آدمی باقی میماند.
همان نامه را مرد توسن براند
میان دولشگر باستاد و خواند
هوش مصنوعی: مرد شجاع و دلیر در میدان جنگ، نامهای را که بر دوش اسبش قرار داشت، به زودی برداشت و با صدای بلند خواند.
پس آنگاه گفتا به دارای دین
که نگذارمت رفتن ازاین زمین
هوش مصنوعی: سپس او گفت به کسی که دین و ایمان دارد، من اجازه نمیدهم از این سرزمین برود.
بدو گفت آن شاه فرمانروا
بهل تا بیازیم زی نینوا
هوش مصنوعی: شاه فرمانروا به او گفت که بهتر است تا به نینوا برویم و برای مدتی استراحت کنیم.
به شه پاسخ آورد فرزانه مر
که شاها نیارم من این کارکرد
هوش مصنوعی: فرزانه به پادشاه پاسخ داد که شاها، من نمیتوانم این کار را انجام دهم.
زهیرا بن قین این چو ازحر شنفت
به شاهنشه ملک ایمان بگفت
هوش مصنوعی: زهرای بن قین وقتی این خبر را از حر شنید، به شاهنشه ملک ایمان گفت.
که ما را بفرمای ای شهریار
دراین پهنه با آن سپه کارزار
هوش مصنوعی: ای سرور بزرگ، ما را هدایت کن در این میدان نبرد با آن سپاهیان.
نگردید ه تا روی این سرزمین
پر از نیزه و دشنه ی اهل دین
هوش مصنوعی: به این سرزمین که پر از تیر و تیغزنیهای اهل دین است، پا نگذارید.
وگرنه چو از کوفه آید سپاه
به ما کار پیکار گردد تباه
هوش مصنوعی: اگر سپاه از کوفه به سوی ما بیاید، کار جنگ ما نابود خواهد شد.
چه سازند با ما سواری هزار؟
نه ما آتشیم این سپه مشت خار؟
هوش مصنوعی: چه کار میتوانند با ما کنند که به هزار سواری مثل ما باشند؟ ما آتشیم و آنها فقط عددی بیارزشند.
به دریای آتش چو خار خشن
ستیزد بسوزد بن خویشتن
هوش مصنوعی: اگر کسی با آتش و خطر بیحساب و بدون احتیاط روبرو شود، به راحتی خود را به دردسر میاندازد و در نهایت آسیب خواهد دید.
بدو پاسخ آود شاه حجاز
که این نامور گرد گردون فراز
هوش مصنوعی: شاه حجاز پاسخ او را میدهد که این شخص مشهور و برجستهای است که در آسمان مانند ستارهای میدرخشد.
هنوز این سواران شمشیردار
ندارند با ما به شمشیر کار
هوش مصنوعی: این سواران مسلح هنوز با ما برای نبرد آماده نیستند.
نخواهیم کز ما تنی رزم جوی
شود پیش ازاین قوم بی آبروی
هوش مصنوعی: ما نمیخواهیم که برای ما شخصی به جستجوی جنگ و نزاع بیفتد، قبل از اینکه این گروه بیآبرو به ما نزدیک شود.
چو این گفته شد شاه و هر دو سپاه
سوی نینوا بر گرفتند راه
هوش مصنوعی: پس از اینکه این حرف گفته شد، پادشاه و هر دو ارتش راهی نینوا شدند.
چو لختی برفتند یکران شاه
باستاد برجا نپیمود راه
هوش مصنوعی: پس از آنکه مدتی گذشت، شاه به ایستادگی ادامه داد و از راهی که رفته بودند، بازنگشت.