شمارهٔ ٨٣٢
ابن یمین
»
دیوان اشعار
»
قطعات
»
شمارهٔ ٨٣٢
خداوندا بر این عالیجنابت
کزو دارد فلک صد شرمساری
فراوان رنج بی راحت کشیدم
کنون سیر آمدم زین هرزه کاری
نخواهم کرد ازین پس عمر ضایع
کرم باشد گرم معذور داری
بحمدالله ندارم مال و جاهی
که بستانی بغیر من سپاری
چو من بر بینوائی دل نهادم
چرا باید تحمل کرد خواری
شمارهٔ ٨٣١: خسروا قدرت آن بینمت از لطف خدای
شمارهٔ ٨٣٣: خداوندا بحق آن کرامت
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خداوندا بر این عالیجنابت
کزو دارد فلک صد شرمساری
هوش مصنوعی: پروردگارا، بر این شخصیت بزرگوار و بانشاط نیکی کن که آسمان به خاطر او صد بار شرمنده است.
فراوان رنج بی راحت کشیدم
کنون سیر آمدم زین هرزه کاری
هوش مصنوعی: من مدت زیادی را به تحمل درد و رنج گذراندم، اما حالا از این کار بیهوده خسته و سیر شدهام.
نخواهم کرد ازین پس عمر ضایع
کرم باشد گرم معذور داری
هوش مصنوعی: از این به بعد نمیخواهم عمرم را بیهوده بگذرانم، پس لطفاً مرا درک کن.
بحمدالله ندارم مال و جاهی
که بستانی بغیر من سپاری
هوش مصنوعی: خوشبختانه من ثروت و جایگاهی ندارم که بخواهم آن را بدون کمک و همراهی تو به دست بیاورم.
چو من بر بینوائی دل نهادم
چرا باید تحمل کرد خواری
هوش مصنوعی: وقتی که من به فردی ضعیف و نیازمند محبت و کمک کردهام، چرا باید خوار و ذلیل بمانم و تحمل کنم؟