برگردان به زبان ساده
با خرد از سر ضجرت سخنی میگفتم
کای ز نور تو ز ظلمت دل و جانم ناجی
هوش مصنوعی: با عقل و درایت از روی ناراحتی سخن میگفتم که تو به نور خود، از تاریکی دل و جانم نجاتم دادی.
هیچ حضرت بود امروز که صاحب هنری
گردد از گردش گردون بجنابش لاجی
هوش مصنوعی: هیچ کس امروز نمیتواند به جایی برسد یا هنری به دست آورد، زیرا فریب گردش زمان و روزگار او را از پا در میآورد.
گفت باشد در دستور جهان آصف عهد
آنکه خائب ز درش باز نگردد راجی
هوش مصنوعی: در دنیای هستی چنین توافق شده است که هر کس که از در او خارج شود و در جستجوی او باشد، دیگر به آن در باز نمیگردد.
در دریای فتوت گهر کان کرم
مردم دیده دولت شرف الدین حاجی
هوش مصنوعی: در دریای بزرگواری، مانند مرواریدی که ناشی از لطف و مهربانی است، مردم به فضل و کرامت شخصی محترم و شریف به نام حاجی شرف الدین توجه دارند.
آنکه بر سیخ زر ا ندود شهاب از پی خوانش
نسر طایر بگه بزم کند دراجی
هوش مصنوعی: کسی که مانند شهاب، بر سر سیخ طلا میدرخشد، پس از خواندن نسر طایر، در جشن و شادی میپردازد و در فضایی پر از زیبایی و نشاط زندگی میکند.
وانکه حکمش بزمین و زمن ار برگذرد
گویدش خیز چرا بسته این افلاجی
هوش مصنوعی: کسی که فرمانش به زمین و زمان جاری است، اگر به او بگویند چرا این مسیرها را بستهای، پاسخ میدهد: بلند شو و حرکت کن.
ور بزیبق رسد از حلم و وقارش اثری
جرم زیبق کند از طبع برون رجراجی
هوش مصنوعی: اگر انسان با آرامش و وقار خود، تاثیر مثبتی از خود به جا بگذارد، این موجب میشود که دیگران هم به زیباییهای درونی او پی ببرند و از آن برای افزایش قضاوت و رفتار خود نیز بهرهبرداری کنند.
ای جوانبخت که هردم خرد پیر ترا
گوید اندر خور تاج زر و تخت عاجی
هوش مصنوعی: ای جوان بخت، هر لحظه حکمت و تجربه به تو میگوید که شایسته است تاج زرین و تخت عاجی برای خود تهیه کنی.
راستی را خرد پیر نکو میگوید
آنجوانی تو که آرایش تخت و تاجی
هوش مصنوعی: سخن حکیمانه و درست پیر، این است که جوانی تو به زیبایی و زینت تخت و تاج میماند.
شاه انجم دهد از زر کواکب باجت
گر تو از مملکتش طالب ساو و باجی
هوش مصنوعی: اگر تو خواهان برکت و ثروت از عالم بالایی هستی، باید به شاه ستارگان باج و خراج بدهی.
گر نه پروانه ز رای تو برد شمع فلک
کی درین گنبد پیروزه کند وهاجی
هوش مصنوعی: اگر پروانه به خاطر تو نباشد، آیا شمع آسمان قادر خواهد بود در این گنبد آبی روشنایی ایجاد کند؟
روز برتر شدن از ذروه افلاک هنر
گرم رو همچو محمد بشب معراجی
هوش مصنوعی: روز برتر شدن از اوج آسمانها، هنری است که مانند محمد در شب معراج، درخشانی و آرامش را به ارمغان میآورد.
تا ثناگوی توام نیست چو من در ره نظم
خود تو دانی چو تو هم سالک این منهاجی
هوش مصنوعی: تا زمانی که من در مسیر تو هستم و از تو مدح نمیگویم، تو خود به خوبی میدانی که من هم مانند تو در این راه سیر میکنم.
نشود ابن یمین هر که دم از شعر زند
کی چو منصور بود هر که کند حلاجی
هوش مصنوعی: هر کسی که از شعر سخن میگوید، نباید مانند ابن یمین باشد، چرا که اگر مانند منصور باشد، در خطر افتاده است. حلاجی کردن هم در اینجا به نوعی نقد و تحلیل اشاره دارد که ممکن است عواقب خوبی نداشته باشد.
تا کند غمزه جادوی بتان از سر حسن
گاه تاراج دل شیفتگان غناجی
هوش مصنوعی: برای اینکه زیبایی و جاذبه چهره معشوقان دلهای عاشق را به تنگ آورد و آنها را در حسرت و غصه فرو برد.
باد تاراج قضا جان حسود تو چنان
که قدر گویدش اندر خور این تاراجی
هوش مصنوعی: باد، سرنوشت را به دلخواه خود ویران میکند، همانطور که انسانهای حسود تمایل دارند تا دیگران را از آنچه که دارند، محروم کنند.