روزی ز بهر تجربه بگرفتم آینه
دیدم نشان مرگ در آنجا معاینه
بگریستم بزاری زار از نهیب مرگ
در حال بر زمین زدم از درد آینه
گفت آینه مرا چه زنی خیره بر زمین
هرکس که زاد نیز بمیرد هر آینه
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
روزی ز بهر تجربه بگرفتم آینه
دیدم نشان مرگ در آنجا معاینه
هوش مصنوعی: روزی برای اینکه تجربهای کسب کنم، آینهای برداشتم و در آن خویش را دیدم؛ آنجا نشانهای از مرگ را مشاهده کردم.