برگردان به زبان ساده
من نیم چون مرد سالوس و فریب
پرده ناموس خود خود میدرم
هوش مصنوعی: من مانند مردان فریبکار و نفاقباز نیستم که پرده عفت را کنار بزنم و خودم را به نمایش بگذارم.
قلب خود را سکه رندی زده
پیش صرافان عالم میبرم
هوش مصنوعی: قلب خود را همچون سکهای با ارزش به نمایش میگذارم و به بازار عرضه میکنم تا در چشم افراد با تجربه و دانا، ارزش خود را پیدا کند.
گر ز دخت رز بریدم زهد نیست
مصلحت را راه او می نسپرم
هوش مصنوعی: اگر از دختر گل جدا شوم، زهد و پرهیزکاری نیست، من راه مصلحت را به او نمیسپارم.
بوی خون آید ز وصل دخت رز
تا بمانم سوی او می ننگرم
هوش مصنوعی: بوی خون از اتحاد و ارتباط با دختر گل به مشام میرسد، تا زمانی که به سوی او میروم، نگاهم را برنمیدارم.
لیک هر وقت از زمرد گون کنب
کوری افعی غم را میخورم
هوش مصنوعی: اما هر زمان که از کنب زمردی بگذرم، غم را مانند کوری افعی احساس میکنم.
تا بر اینقانونم ای ابن یمین
کس نبینی ز اهل معنی منکرم
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده است که من، که فرزند یمین هستم، هیچکس از اهل معنا را تا زمانی که در این قانون هستم نمیبینم و از دیدگاههای آنها انکار میکنم.