برگردان به زبان ساده
آنکه کارش ز ابتدا تا انتها
یاوگی و هرزه گوئی بود و بس
هوش مصنوعی: کسی که تمام کارهایش از ابتدا تا انتها بیحساب و بیمحتواست و فقط حرفهای بیهوده میزند.
وانکه از عهد شبابش تا بشیب
میل سوی فتنه جوئی بود و بس
هوش مصنوعی: کسی که از دوران جوانیاش تا پیری، تنها به دنبال فتنه و آشوب است و هدف دیگری ندارد.
در جهان زد آتشی از طلم و زان
حاصلش بی آبروئی بود و بس
هوش مصنوعی: در دنیا، به خاطر ظلم و ستم، آتش جنگی شعلهور شد و نتیجهاش تنها بیآبرویی بود.
خواست تا گردد وزیر اما نشد
ز آنکه کارش زشتخوئی بود و بس
هوش مصنوعی: او میخواست که وزیر شود، اما نتوانست به خاطر اینکه کردار و رفتار زشت و ناپسند داشت.
گر باستحقاق بودی کارها
کار آن دون مرده شوئی بود و بس
هوش مصنوعی: اگر شایستگی داشتی، کارها به دست آن مرده شوی معمولی سپرده میشد و چیز دیگری نبود.
با عقل کار دیده بخلوت حکایتی
میکردم از شکایت گردون پر فسوس
هوش مصنوعی: با تفکر و اندیشهام در سکوت به داستانی از نارضایتی و حوادث ناگوار زمانه فکر میکردم.
گفتم ز جور اوست که اصحاب فضل را
عمر عزیز میرود اندر سر یئوس
هوش مصنوعی: من گفتم که ظلم و ستم او باعث میشود که افراد با فضیلت و با ارزش در عمر خود دچار ناامیدی و یأس شوند.
از قرص آفتاب نهد خوان جاهلان
و ارباب علم را ندهد ذره ئی سبوس
هوش مصنوعی: آفتاب برای جاهلان سفرهای بزرگ و پر از نعمت میگسترد، اما به حاکمان علم و دانش حتی یک ذره از آن را هم نمیدهد.
زالیست سالخورده بدستان گشاده دست
و او بر مثال رستم و دانا چو اشکبوس
هوش مصنوعی: مرد سالخوردهای با دستانی سخاوتمند و مانند رستم و باهوش همچون اشکبوس است.
دانا فرود وار درین سر گرفته حصن
بیجرم و چرخ در طلبش کینه ور چو طوس
هوش مصنوعی: عاقلانه و با زیرکی، کسی که در این سرزمین به دژ مستحکم بیجرم مشغول است، طوری است که آسمان و ستارهها برای پیدا کردن او حسادت میکنند.
گفت از برای عزت ارباب جهل نیست
کاورنگشان نهد فلک از عاج و آبنوس
هوش مصنوعی: میگوید که برای بزرگداشت و مقام اربابان نادانی، آسمان با عاج و چوب آبنوس رنگ نمیآورد. به بیان دیگر، به کسانی که در جهل و نادانی هستند، اعتبار و ارج و قربی داده نمیشود.
بر پای باز بند نه بهر مذلتست
تاج از پی شرف نبود بر سر خروس
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم تلاش برای نگهداشتن خود در مقام و منزلت اشاره دارد. یعنی اگر بندهایی به پا کردهای، این نشان از ذلت نیست. همچنین تاج و مقام، تنها برای کسی که شرافت دارد ارزش دارد و نباید بر فردی بیمقدار به مانند خروس قرار گیرد. در واقع، این به ارزش و شرافت فردی و تلاش برای حفظ منزلت اشاره دارد.
مردان که از علائق دنیا مجردند
هرگز نظر کنند بزینت چو نو عروس
هوش مصنوعی: مردانی که از وابستگیهای دنیوی آزادند، هیچگاه به زیباییها و زینتهایی که همچون عروس جدید هستند، توجهی نمیکنند.
این فخر بس که چهره دانا گه جدال
باشد چو لعل و گونه نادان چو سندروس
هوش مصنوعی: این افتخار بزرگی است که چهرهی دانشمند در برابر چالشها همچون الماس بدرخشد، در حالی که چهرهی نادان مانند درختی بیخاصیت است.
عقلم چو پای بر سر افلاک مینهد
گو جاهلش مکن بهمه عمر دستبوس
هوش مصنوعی: وقتی که عقل من به اوج آسمانها میرسد، نادان نباشید و تمام عمرم را دستبوس او قرار دهید.
چون همت تو نوبت شاهی همیزند
گو از درت مرو بفلک بر غریو کوس
هوش مصنوعی: وقتی اراده و تلاش تو بر قلههای شاهی میزند، از درگاهت خارج نشو و به آسمان پر آواز کوس نزن.