برگردان به زبان ساده
بتجرید در شهر من شهره ام
چه گفتم خود از من بود شهره شهر
هوش مصنوعی: در شهر من، به خاطر خلوص و یکپارچگی افکارم مشهور هستم. اما آنچه را که گفتم، در واقع از خود من نشأت گرفته و نشاندهنده ویژگیهای این شهر است.
چو عیسی نخواهم زن ار فی المثل
بخواهد ز من نیم خرمهره مهر
هوش مصنوعی: من مانند عیسی نمیخواهم هر کسی که به صورت مثال از من چیزی بخواهد، من نیمروزی از محبت و مهر خود را به او نمیدهم.
گرم زهره بوسی بمنت دهد
مرا آید آن از لب زهره زهر
هوش مصنوعی: اگر زهره به من بوسهای بدهد، آن بوسه از لبان زهره، مانند زهر شیرین است.
نجویم بکس التجا جز بحق
ورم خون بریزد بصد دهره دهر
هوش مصنوعی: من به جز از حق پناهی نمیجویم و اگر کسی به ناحق به من آسیب بزند، خون من به خاطر سختیهای زمانه میریزد.
پدر که جان عزیزش بلب رسید چه گفت
یکی نصیحت من گوش کن تو جان پدر
هوش مصنوعی: در این بیت، پدر که در شرایط سختی قرار دارد و جانش در خطر است، به فرزندش میگوید که به نصیحت او گوش کند. او با تأکید بر اهمیت این نصیحت، به فرزندش میفهماند که جان او به اندازه جان خودش عزیز است و باید جدی گرفته شود.
اگر چه دوست عزیزست راز خود مگشای
که دوست نیز بگوید بدوستان دگر
هوش مصنوعی: هرچند دوست عزیز و نزدیک است، اما راز خود را با او در میان نگذار؛ چون ممکن است او نیز آن را به دیگر دوستانش بگوید.