شمارهٔ ٣۵١
ابن یمین
»
دیوان اشعار
»
قطعات
»
شمارهٔ ٣۵١
من ابن یمینم که چون طبع من
سخن را بدانش اساسی کند
نرانم سخن آنچنان گر کسی
که خواند دلم زو هراسی کند
اگر سامری بیند این ساحری
سخن وقف بر لا مساسی کند
ندارد ز شعرم کسی آگهی
که بر شعر غیرش قیاسی کند
من آنلحظه رنجم ز اشعار خویش
که تحسین آن ناشناسی کند
شمارهٔ ٣۵٠: مرد دنیا طلب از غایت نادانی خویش
شمارهٔ ٣۵٢: مرا دوستی کو که با دشمنم
اطلاعات
وزن:
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
من ابن یمینم که چون طبع من
سخن را بدانش اساسی کند
هوش مصنوعی: من ابن یمین هستم و وقتی که طبیعت من به سخن میپردازد، آن را بر پایه و اساس دانش شکل میدهد.
نرانم سخن آنچنان گر کسی
که خواند دلم زو هراسی کند
هوش مصنوعی: نمیتوانم به طور مستقیم درباره موضوعی صحبت کنم، اگر کسی از سخنانم باعث ترس و نگرانی دلش شود.
اگر سامری بیند این ساحری
سخن وقف بر لا مساسی کند
هوش مصنوعی: اگر سامری این جادوگری را ببیند، سخنانش را فقط به کسانی میگوید که از لمس چیزهای حرام بپرهیزند.
ندارد ز شعرم کسی آگهی
که بر شعر غیرش قیاسی کند
هوش مصنوعی: کسی از شعر من باخبر نیست که بتواند آن را با شعر دیگران مقایسه کند.
من آنلحظه رنجم ز اشعار خویش
که تحسین آن ناشناسی کند
هوش مصنوعی: در آن لحظه که به خاطر شعرهایم ناراحت میشوم، چون کسی ناشناس آن را تحسین کند.