برگردان به زبان ساده
زهی من وفای تو نا دیده هیچ
بغیر از جفای تو نشنیده هیچ
هوش مصنوعی: چه خوشبختیای دارم از وفای تو، که هیچ چیز جز بدی تو را ندیدهام.
مرا دست هجرانت خاری نهاد
گل دلگشای تو ناچیده هیچ
هوش مصنوعی: دست دوری و جدایی تو بر دلم مانند خاری فرو رفته است و گل محبت تو هنوز چیده نشده و بیثمر مانده است.
ز مهرت تنم گشت همچون هلال
مه دلربای تو نادیده هیچ
هوش مصنوعی: محبت تو باعث شده که وجودم شبیه به هلال جذاب ماه باشد، حال آنکه هیچ چیز را نمیبینم.
تو خورشید حسنی و من ذره وار
برون از هوای تو نگزیده هیچ
هوش مصنوعی: تو پیوندی با زیبایی و نورانی، و من مانند ذرهای هستم که نتوانستهام از فضای وجود تو دور شوم.
نکردست ابن یمین سرمه ئی
به از خاک پای تو در دیده هیچ
هوش مصنوعی: ابن یمین هرگز سرمهای به خوبى خاک پای تو در چشم هیچکس قرار نداده است.