برگردان به زبان ساده
هرکه با زلف تو اندر دام نیست
همچو من پیوسته بی آرام نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که در دام زلف تو نیست، مانند من همیشه بیقرار و بیتاب نیست.
گر چه باشد سرو همبالای تو
راستی را چون تو با اندام نیست
هوش مصنوعی: هرچند که سرو بلند و زیبایی هم در کنار تو وجود دارد، ولی به راستی کسی با زیبایی و اندام تو پیدا نمیشود.
چشم نرگس دل نیارد کرد صید
زآنکه چون چشم خوشت بادام نیست
هوش مصنوعی: چشم نرگس نمیتواند دل را صید کند، زیرا مانند چشم تو، زیبا و دلربا نیست.
با تو جز خوبی نشان دیگرست
تا چه چیزست آنکه او را نام نیست
هوش مصنوعی: با تو جز خوبی و نیکی نشانه دیگری وجود ندارد، و آنچه که برتر از این است، نامی ندارد.
بیتو صبحی نگذرد بر عاشقان
کز فراقت تیره تر از شام نیست
هوش مصنوعی: اگر صبحی بر عاشقان نگذرد، نشان میدهد که جدایی و دوری از محبوب، تاریکتر و غمانگیزتر از شب است. یعنی هیچ دلخوشی و امیدی در دل عاشقانی که از معشوق دورند، وجود ندارد.
این سر بیمغز من سودای وصل
میپزد دائم ولی جز خام نیست
هوش مصنوعی: این فکر بیفایده در سر من همیشه به دنبال وصال توست، اما جز خیال خام چیز دیگری نیست.
خویشتن خواهم که گویم با تو راز
ز آنکه قاصد محرم پیغام نیست
هوش مصنوعی: میخواهم با تو رازی بگویم، اما کسی که این پیام را منتقل میکند، به رازمان آشنا نیست.
با تو در خلوت مدامم آرزوست
بیش از اینم منتهای کام نیست
هوش مصنوعی: من همیشه آرزو دارم که در کنار تو بمانم، اما این تنها نهایت خواستهام نیست و انتظار دارم بیشتر از این تجربه کنم.
ساقیا می ده که رند خاص را
سهل باشد گر قبول عام نیست
هوش مصنوعی: ای ساقی، به من شراب بده، زیرا برای این جوانان آزاداندیش (رند) فراهم کردن ش و نوشیدن راحت است، حتی اگر برای عمومیها قابل دسترس نباشد.
می پرستی کن چو جم از بهر آنک
در جهان روشندلی چون جام نیست
هوش مصنوعی: به خوشی و شادی مشغول باش، مثل جم، زیرا در این دنیا چیزی چون جام و روشنی دل وجود ندارد.
در ازل آغاز کرد ابن یمین
مستیی کش تا ابد انجام نیست
هوش مصنوعی: در ابتدا، ابن یمین مستی و سرمستی را آغاز کرد و این حال و خوشی تا ابد ادامه دارد و پایان نمیپذیرد.