برگردان به زبان ساده
هنگام نو بهار و لب جویبار و کشت
دریاب ساقیا که تو حوری و این بهشت
هوش مصنوعی: در زمان بهار و در کنار جویبار، در زمین زراعت، از تو ای ساقی درخواست دارم که به من بنوشانی، چرا که تو مانند حوری هستی و اینجا مثل بهشت است.
بر بند همچو نی کمر اندر هوای عشق
از خاک جم بزن بسر خم کلاه خشت
هوش مصنوعی: از عشق همچون نی خود را در بند کن و به آسمان برو. از خاک جمشید، خود را به کمال برسان و بر سر خود کلاهی از آجر بگذار.
گر جام زر کشم ز کف یار سیمتن
عیبم مکن که از ازل اینست سرنوشت
هوش مصنوعی: اگر جام زرین را از دست یارم بگیرم، لطفاً به من ایراد نگیرید، چرا که این سرنوشت از ازل برای من نوشته شده است.
جام ار ز دست دوست بود زهر و می یکیست
آنجا که وصل اوست چه محراب و چه کنشت
هوش مصنوعی: اگر جامی که از دست دوست به ما میرسد، زهر باشد یا شراب فرقی نمیکند؛ زیرا در جایی که وصال او وجود دارد، چه معنوی باشد و چه مادی، همه چیز به یکدیگر پیوند میخورد و یکسان میشود.
جانها فدای دوست که رضوان بباغ خلد
طوبی براستی چو سهی سرو او نکشت
هوش مصنوعی: جانها به خاطر دوست فدای او میشوند، زیرا باغ رضوان و درخت طوبی به حقیقت، از زیباییهای او و قد بلندش ناشی میشود که هیچکس او را نمیتواند شبیه کند.
در کین مشو زمهر من ایمه که کردگار
از مهر مه رخان گل ابن یمین سرشت
هوش مصنوعی: در کینه و دشمنی با من نرو، چرا که خداوند از محبت و عشق خود، گل را از سرشت و زیبایی چهره ماه آفریده است.