برگردان به زبان ساده
گر مرا جان رود اندر پی جانان از دست
وصل جانان نتوان داد بصد جان از دست
هوش مصنوعی: اگر جانم در پی محبوب برود، نمیتوانم به خاطر وصال او، جانم را به قیمت صد جان از دست دهم.
مهر روی چو مهت رونق ایمان منست
بدهم جان ندهم رونق ایمان از دست
هوش مصنوعی: زیبایی و چهرهات مانند ماه، برای ایمان من ارزش و زندگی میآورد. هرچند که جانم را میدهم، اما هرگز نمیخواهم رونق و قوت ایمانم را از دست بدهم.
یک دل اهل نظر در همه آفاق نماند
که نبردی تو پریچهره بدستان از دست
هوش مصنوعی: اگر دلی اهل بصیرت باشد، در هیچ کجای دنیا نمیتواند بماند و از زیباییها و جذابیتهای چهره پریچهرگان دور بماند.
چون توانی که دهی داد دل شیفتگان
بده ایدوست مده فرصت امکان از دست
هوش مصنوعی: بگذار به دل عاشقان پاسخ دهی، اما فرصت را از دست نده، زیرا ممکن است این فرصت تکرار نشود.
جان بگیر از من و بوسی بده و باک مدار
گر دهد لعل تو یکبوسه ارزان از دست
هوش مصنوعی: ای جانم، از من روح و جان بگیر و بوسهای به من بده و نگران نباش؛ حتی اگر لعل دلانگیز تو تنها به یک بوسه ارزشمند باشد و به راحتی از دست برود.
تا بدیدم من سودا زده لطفی که تراست
شد بیکباره دلم در هوس آن از دست
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی تو را دیدم، ناگهان دلم به شدت مشتاق تو شد و از دستم رفت.
یکدمه وصل ترا من بجهانی ندهم
بهر دیوی که دهد ملک سلیمان از دست
هوش مصنوعی: یک لحظه از وصال تو را به هیچ چیز دیگری نمیدهم، حتی به قدرت و سلطنت سلیمان که به دست دیوان باشد.
چون خضر گر برهم از ظلمات شب هجر
ندهم تا بزیم چشمه حیوان از دست
هوش مصنوعی: اگرچه در شب سیاه جدایی، مانند خضر (پیر دانا) بیرون نیایم، اما از چشمه حیات (زندگی) دست بر نخواهم داشت.