برگردان به زبان ساده
گر دلم بردی به غارت قصد جان باری چراست
ور نخواهی کرد خیری شور و شر باری چراست
هوش مصنوعی: اگر دل مرا به طمع خود بردی، چرا به جانم آسیبی نمیزنی؟ و اگر قصد خوبی نداری، چرا اینقدر در دل من شور و شوق به وجود آوردهای؟
بر خراب آباد دل بار فراغ عشق بس
از فراقت بر سر بارم دگر باری چراست
هوش مصنوعی: در ویرانهی دل، بار سنگینی از دوری عشق بر دوش من است و نمیدانم چرا بار دیگری بر دوشم گذاشته شده است.
با تو خورشید ار ز بی آبی کند دعوی حسن
پیش رویت خود نمائی چون قمر باری چراست
هوش مصنوعی: اگر خورشید بخواهد به خاطر کم آبی زیباییاش را به چالش بکشد، در مقابل تو باید خود را به مانند ماه زیبا نشان دهد. این نشان دهندهای از زیبایی و جذابیت خاص توست.
هر که با قد تو بر سرو سهی چشم افکند
عقل و هوش ار نیستش کوته نظر باری چراست
هوش مصنوعی: هر کس که به قامت زیبای تو نگاه کند، اگر هم عقل و درایت نداشته باشد، حداقل چرا باید شور و شوقش کم باشد؟
گر زگرمی دل آهم سرد شد آری رواست
با دماغ خشگم آخر دیده تر باری چراست
هوش مصنوعی: اگر دل من از شدت گرما دچار آرامش شد، این طبیعی است. در حالی که دماغ من خشک شده است، اما چرا باز هم چشمانم اشک میریزند؟
چون اثر نگذاشت از من ترکتاز چشم او
اینچنین از حال زارم بیخبر باری چراست
هوش مصنوعی: چرا به حال رقتبار من توجهی نمیکند، در حالی که نبود او در زندگیام تأثیری به جا نگذاشت؟
چون نکرد ابن یمین در گردنش طوقی ز دست
بر میان از ساعد غیرش کمر باری چراست
هوش مصنوعی: وقتی ابن یمین در قید و بندهایی که به دوش دارد، از دست خود چیزی نمیسازد، کمر او به دلیل ایستادگی دیگران باریک و ضعیف شده است.