برگردان به زبان ساده
ساقیا چون گل شکفت از میْپرستی چاره نیست
صورتی بیجان بود کو وقت گل میخواره نیست
هوش مصنوعی: ای ساقی، مانند گل که میروید، از عشق و نوشیدن شراب چارهای جز این نیست که انسانی که بدون روح است، وقتی فصل گلرسیدن و بادهنوشی نیست، وجودش بیهوده و بیمعناست.
نوعروس گل ز مهد غنچه میآید برون
بالغ است آری ازین پس جای او گهواره نیست
هوش مصنوعی: نوعروس مانند گلی است که از غنچهای به بلوغ رسیده و اکنون آماده است. دیگر جایی برای گهواره در زندگی او وجود ندارد.
این زمان کز خرمی صحرا بهشتآسا شدست
خانه دوزخ گشت بر دل گر دلی از خاره نیست
هوش مصنوعی: در این زمان که زیباییهای طبیعت مانند بهشت شده است، دل کسی که از غصه و اندوه خالی نیست، مانند جهنم میباشد.
بر جهان افکن نظر پس کج نشین و راست گو
از خوشی و خرمی اندر خور نظاره نیست
هوش مصنوعی: به دنیا نگاهی بینداز و در جایی آرام بنشین. از شادی و سرزندگی چیزی نمیخوانی و نمیبینی.
عزم ثابت دار بر عیش و میی خواه آنچنانک
چون حبابش بر سپهر آبگون سیاره نیست
هوش مصنوعی: عزم و ارادهات را بر لذت و خوشی قوی کن و خواهان شرابی باش که مانند حبابی بر روی آب آسمانی، وجودش ناپایدار و گذراست.
وقت آن آمد که گوید چون کمال ابن یمین
با پریرویی که چون او دلبری عیّاره نیست
هوش مصنوعی: زمان آن فرا رسیده که بگوید مثل کمال ابن یمین، با معشوقی که زیباییاش بینظیر است و مانند او دلبری فریبنده وجود ندارد.
در میان سرو و سوسن در ده آن رطل گران
مجلس آزادگان را از گرانی چاره نیست
هوش مصنوعی: در میان درختان سرو و گلهای سوسن، در آنجا که وزنی سنگین از شگفتی و زیبایی وجود دارد، برای آزادیخواهان چارهای از تحمل این سنگینی نیست.