برگردان به زبان ساده
ساقیا برخیز کاکنون وقت می نوشیدنست
موسم بستان و هنگام گلستان دیدنست
هوش مصنوعی: ای ساقی، بلند شو و کاری کن، چون اکنون وقت نوشیدن شراب است. فصل بهار و زمان دیدن گلها فرا رسیده است.
ابر نیسانی ز بهر گریه بگشادست چشم
غنچه لب بسته را زین پس گه خندیدنست
هوش مصنوعی: ابر بهاری برای باریدن کمربسته است و اکنون چشمان غنچهای که بسته بود، باز شده است. از این پس زمان شادی و خندیدن فرا رسیده است.
گلشن حسن ترا گل هست و رنج خار نیست
رخصتم ده تا بچینم ز آنکه وقت چیدنست
هوش مصنوعی: باغ زیبایی تو پر از گل است و هیچ دردی از خارها احساس نمیشود. اجازه بده تا از آن بچینم، چون زمان چیدن فرا رسیده است.
ما همی کوشیم و جمعی هم ولیکن ملک وصل
تا کرا بخشد سعادت کاین نه از کوشیدنست
هوش مصنوعی: ما در تلاشیم و دیگران نیز در تلاش هستند، اما سرزمین وصال به کسی داده میشود که تقدیرش چنین باشد، زیرا این امر تنها به تلاش بستگی ندارد.
عیش من در بزم جانان از جگر خوردن کباب
وز دل پر خون شراب عاشقی نوشیدنست
هوش مصنوعی: زندگی من در مهمانی معشوق، با خوردن کبابی تهیه شده از دل سوخته و نوشیدن شراب عشق همراه است.
تا زمین را از فلک تابد ز رویت آفتاب
در پی اش چون سایه کار عاشقان گردیدنست
هوش مصنوعی: آفتاب از چهرهات بر زمین میتابد و عاشقان همچنان چون سایه از آن پیروی میکنند.
گر گناهست اینکه گشت ابن یمینت دوستدار
ذیل عفوی بر گناه او گه پوشیدنست
هوش مصنوعی: اگر عشق به دوست، گناهی باشد، پس بر من پوشیده نیست که ابن یمین به خاطر لطف و بخشش او، نسبت به گناهش دلسوزی دارد.