برگردان به زبان ساده
دوش چه دانی مرا بیتو چه بر سر گذشت
لشکر غم بر سرم بیحد و بیمر گذشت
هوش مصنوعی: دیشب چه میدانی که چه بر سرم آمد، هنگامی که سپاه اندوه به شدت بر من هجوم آورد و بیوقفه بر من گذشت.
در هوس لعل تو در شب همچون شبه
سیم روانم ز جزع بر رخ چون زر گذشت
هوش مصنوعی: در آرزوی لبهای تو، چون ماه در شب میدرخشم و از ناراحتی بر چهرهام چون زر نمایان است.
آب گذشت از سرم بسکه بباریدم اشگ
در غم عشقت ببین چیست مرا سر گذشت
هوش مصنوعی: در اثر اشکهایی که به خاطر غم عشق تو ریختم، دیگر هیچ چیز از من باقی نمانده است. الآن از وضعیت خودم مطلع شو و ببین چه بر سرم آمده است.
درد غم عشق او می نپذیرد دوا
رنج مبر ایصبا کار از آن در گذشت
هوش مصنوعی: درد ناشی از عشق او هیچ درمانی را قبول نمیکند، پس ای صبا، خود را به زحمت نینداز، زیرا این وضعیت فراتر از تحمل است.
چون دل دیوانگان بسته بزنجیر شد
باد صبا چون بر آن زلف معنبر گذشت
هوش مصنوعی: وقتی دل دیوانگان به زنجیرهای عشق گرفتار شد، وزش باد صبحگاهی که از کنار آن موهای خوشبو میگذشت، به آنها احساس حبس و مشکل را بیشتر میافزود.
دوش دلم چون خلیل تا سحر و وقت شام
ز آن صنم آزری بر سر آذر گذشت
هوش مصنوعی: دیشب دل من مانند ابراهیم خلیل، تا صبح و زمان شام، از دوری آن معشوق آزرگون، در آتش suffering گذشت.
بر دل ابن یمین گر چه گران بود هجر
لیک بامید وصل دوش سبکتر گذشت
هوش مصنوعی: اگرچه جدایی برای دل ابن یمین سخت و سنگین بود، اما به خاطر امیدی که به وصال داشت، شب گذشته را با راحتی بیشتری گذراند.