برگردان به زبان ساده
جانا دلم آمد بهوای سر زلفت
در پای تو افتاد بجای سر زلفت
هوش مصنوعی: عزیزم، دل من به خاطر زیبایی موهایت به سمت تو کشیده شده و در نهایت به پای تو افتاده است.
جان تازه کند چون دم عیسی به نسیمی
بادیکه بود غالیه سای سر زلفت
هوش مصنوعی: با وزش نسیمی، جانم تازه میشود، درست مثل دمیدن روح در جسم عیسی، آن نسیم خوشبو که به خاطر موهای توست.
یکموی سر زلف تو خوشتر ز جهانی
ای هر دو جهان نیم بهای سر زلفت
هوش مصنوعی: یک تار موی زلف تو برایم ارزشمندتر از تمام جهان است؛ زیرا حتی دو جهان هم به اندازهی یک تار موی سر زلفت ارزش ندارند.
آشفته و سودا زده شد زلف تو زین پس
بند است و دگر هیچ دوای سر زلفت
هوش مصنوعی: از این پس زلف تو به حالتی آشفته و بیقراری درآمده است و هیچ راهی برای آرامش یا حل این مشکل وجود ندارد.
اندر جگر آتش فکند آهوی چین را
بادی که بود نافه گشای سر زلفت
هوش مصنوعی: آتش سوزانی در دل آهوهای چین به وجود آورد، نسیمی که به باز شدن نافه موی تو کمک میکند.
گر زلف تو خون دل من ریخته خواهد
چشمم کند اینکار برای سر زلفت
هوش مصنوعی: اگر زلف تو دل مرا به درد آورد و خونم را بریزد، چشمم برای زیبایی زلفت این کار را خواهد کرد.
هر عهد که با زلف سیهکار تو بستم
بشکست زهی عهد و وفای سر زلفت
هوش مصنوعی: هر وعدهای که در مورد موهای سیاه تو دادهام، شکسته شد. چه وعدهی زشت و ناموفقی که به سر زلف تو داشتم!
جز لطف لب روح فزایت نرهاند
کس ابن یمین را ز بلای سر زلفت
هوش مصنوعی: هیچکس جز لطف لب تو نمیتواند ابن یمین را از مصیبت زلف سرخت نجات دهد.