برگردان به زبان ساده
گر من ز بند عشقت تو یکروز رستمی
باقی عمر با دل خرم نشستمی
هوش مصنوعی: اگر یک روز از عشق تو آزاد شوم، باقی عمرم را با دل شاد و خوش میگذرانم.
ور چشم دلفریب تو داری بدی مرا
بازار سحر جادوی بابل شکستمی
هوش مصنوعی: اگر چشمان دلربایت را به من بدی، جادو و جاذبهی بازار سحرآمیز بابل را در هم میشکستم.
مستی غمزه تو ز بس نغز کآمدم
خواهم بدانهوس که شب و روز مستمی
هوش مصنوعی: به خاطر جذابیت و زیبایی چشمهایت، مست و بیخود شدهام. به همین دلیل، روز و شب به دنبال تو هستم و نمیتوانم از فکر تو بیرون بیایم.
دستم بزلف تو نرسد ورنه خویش را
دیوانه وار بر تو بزنجیر بستمی
هوش مصنوعی: اگر دستم به موی تو برسد، بیتردید خودم را به شیوهای دیوانهوار به تو متصل میکنم و به تو زنجیر میزنم.
گر سوی پایبوس تو بر تارک سنان
بودی رهی بدیده و سر آمد ستمی
هوش مصنوعی: اگر در آستان تو بر سر نیزهای میرفت، راهی به دیده میکرد و ستمی به پایان میرسید.
گفتی که نیستت کنم اندر هوای خویش
تا تو بکام دل رسی ایکاش هستمی
هوش مصنوعی: تو گفتی که تو را در آرزوی خودم محو کنم تا به خواستهات برسی. ای کاش من هم در این آرزو بودم!
چون رنگ می گرفت لب مشکبوی تو
آن به که همچو ابن یمین می پرستمی
هوش مصنوعی: وقتی لبان معطر تو رنگ میگرفت، بهتر از آن بود که مانند ابن یمین به تو عشق بورزم و تو را بپرستم.