برگردان به زبان ساده
جانا رخ چون بهار بنمای
عالم به جمال خود بیارای
هوش مصنوعی: ای جان، چهرهات را مانند بهار به نمایش بگذار و با زیباییات جهان را زینت ببخش.
از روی چو ماه تو صبوری
ممکن نبود مرا مفرمای
هوش مصنوعی: من نمیتوانم تحمل کنم زیبایی تو را، پس لطفاً مرا از این احساس مبر.
یا مهر خود از دلم برون بر
یا از در من بمهر باز آی
هوش مصنوعی: ای عشق، یا به طریقی از دلم برو و یا با مهری دوباره به من بازگرد.
یا جان بستان و وارهانم
یا بر دل زار من ببخشای
هوش مصنوعی: یا جانم را بگیر و مرا نجات بده، یا بر دل رنجدیدهام رحم کن و اجازه بده کمی آرامش پیدا کنم.
با من بوفا ببند عهدی
وین بسته در امید بگشای
هوش مصنوعی: با من دوستی کن و پیمانی ببند و امیدوارم که این پیمان را باز کنی.
چون دست نمیرسد که یابم
کام دل از آنلب شکر خای
هوش مصنوعی: زمانی که دسترسی به آن لب شیرین ندارم، نمیتوانم به خواستهام برسم.
آخر چه شود که سر در آری
تا از دل و جان ببوسمت پای
هوش مصنوعی: در نهایت چه اتفاقی میافتد که به تو نزدیک شوم و از عمق دل و جان تو را ببوسم؟
پس کابن یمین ز عشق رویت
گفتهست به غمز و رمز هر جای
هوش مصنوعی: پس سیمایی از عشق تو به گمان و رمز در هر گوشه وجود دارد.
این دل بر اوست نیک بنگر
آئینه جان ز زنگ بزدای
هوش مصنوعی: این دل به او تعلق دارد، به خوبی نگاه کن. جانت را از زنگار پاک کن.