برگردان به زبان ساده
ای از تو هزار فتنه بر پای
بنشین و قبای بسته بگشای
هوش مصنوعی: ای کسی که هزاران دردسر و مشکل را به پا میآوری، و در عین حال در آرامش و تسلط به خود، لباس خود را باز میکنی.
از آینه دل سیاهم
زنگی که ز هجر تست بزدای
هوش مصنوعی: از دل سیاه من لکهای که به خاطر دوری تو ایجاد شده را بزدای.
تا سبزه دمید بر گل تر
تا برگ بنفشه شد سمن سای
هوش مصنوعی: تا زمانی که سبزه بر روی گل تازه رشد کند و برگ بنفشه مانند سایهای بر روی سمن (گل زرد) بیفتد.
چون از لب تو سخن سرایم
طوطی نبود چو من شکر خای
هوش مصنوعی: وقتی از لب تو صحبت میکنم، مثل طوطی نیستم، چون من شیرینی سخنان تو را میچشم.
ای دل چو هوای دلبرت هست
زین پس بر ما عفاف منمای
هوش مصنوعی: ای دل، حالا که عشق و محبت به محبوبت در دل تو جای گرفته است، دیگر نگذار که خود را از عفت و قناعت دور کنی.
زیرا که بر خرد محال است
مستوری و عاشقی بیکجای
هوش مصنوعی: زیرا عقل نمیتواند عاشقی و پنهانی را در یک جا بپذیرد.
با عشق مزن دم صبوری
خورشید فلک بگل میندای
هوش مصنوعی: با عشق صبر و تحمل را نداشته باش، زیرا خورشید آسمان به گلها توجهی نمیکند.
چون ابن یمین ز خود برون آی
بر تارک نام و ننگ نه پای
هوش مصنوعی: وقتی ابن یمین از خود فاصله بگیرد، بر بلندی نام و افتخار بایستد و هیچ چیز او را از مسیرش منحرف نکند.