برگردان به زبان ساده
ایعارض مه پیکر تو صورت جانی
وی پسته شیرین سخنت شور جهانی
هوش مصنوعی: به تو ای ماه، زیبایی و چهرهات مانند جان است و سخنان شیرین تو، جهانی پر از شور و زندگی را به ارمغان میآورد.
گلزار رخت هست چنان تازه بهاری
کورا خللی نیست زهر باد خزانی
هوش مصنوعی: باغ چهره تو مانند بهار است و هیچگونه آسیبی از بادهای پاییزی به آن نمیرسد.
تابان رخ چونماه تو از زلف چو عقرب
چون نور یقینی ز پس تیره گمانی
هوش مصنوعی: روشنایی چهرهات مانند ماه است و زلفهایت به مانند عقرب میماند. نور حقیقتی که از شک و تردیدها عبور میکند، نمایان است.
تا چشم خوشت تیر گشاید ز کمینی
ابروی تو پیوسته کشیدست کمانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که چشمان زیبا و دلربایت تیر خود را به هدف میزند، ابروی تو مانند کمانی است که همیشه در حال کشیده شدن و آماده برای پرتاب است.
بالای بلند خوش تو وقت خرامش
دانی چه بود راست یکی سرو روانی
هوش مصنوعی: زمانی که تو با ناز و جلوهای خاص در بلندای زیبایی قدم میزنی، چه چیز میتواند به حقیقت بپیوندد جز اینکه تو مانند سروی با طراوت و روان هستی.
مائیم و روانی و غمت آمده بر لب
سودیست از آنمایه وزینگونه زیانی
هوش مصنوعی: ما خود را در کنار تو و غم تو احساس میکنیم، ولی از این وضعیت چنان بهرهای نیست که از آن چیز مثبتی به دست آید، در حالی که از این نوع رفتار زیان میبینیم.
گر سر رود اندر سر سودات چه با کست
گر حکم کنی بر تو فشانیم روانی
هوش مصنوعی: اگر سر من هم در راه خواستههای تو برود، چه خسارتی دارد؟ اگر تو فرمان بدهی، جانمان را فدای تو خواهیم کرد.
مسکین دلم از حسن تو تا یافت نشانی
در عالم ازو نیست کنون نام و نشانی
هوش مصنوعی: دلِ بیچارهام از زیبایی تو چنان غمگین است که در دنیا هیچ نشانی از تو نمیتوان پیدا کرد. اکنون نه نامی از تو هست و نه نشانهای.
گر ابن یمین را ز لبت کام نبخشی
باری دل او شاد همی کن بزبانی
هوش مصنوعی: اگر به ابن یمین از کلامت چیزی ندهی، حداقل با زبانی خوش خاطر او را شاد کن.