برگردان به زبان ساده
این منم بار دگر عزم خراسان کرده
روی چون بلبل شیدا بگلستان کرده
هوش مصنوعی: این من هستم که دوباره به خراسان فکر کردهام، انگار مانند بلبل شیدا در میان گلها پرسه میزنم.
بوده یعقوب صفت ساکن بیت الاحزان
وینزمان روی سوی یوسف کنعان کرده
هوش مصنوعی: یعقوب، با ویژگیهای خود، در خانه غم و اندوه زندگی میکند و اکنون به سوی یوسف در کنعان مینگرد.
بسته احرام طواف حرم حضرت دوست
قبله گاه دل و جان ابروی جانان کرده
هوش مصنوعی: شخصی با نیت خالصانه و عشق به محبوب، به دور حرم او میچرخد و در این مسیر، دل و جانش را به حضور محبوب تقدیم میکند. ابروهای محبوب برای او به عنوان یک جهت و قبلهای مقدس جلوه میکند که تمام احساسات و آرزوهای او را تحت تأثیر قرار میدهد.
کی بود باز که خاک کف پایش بینم
سرمه روشنی دیده گریان کرده
هوش مصنوعی: کی بود که دوباره خاک پایش را ببینم؟ که این خاک باعث شده چشمهایم به خاطر اشک، مانند سرمهای روشن شود.
شکرها گویم از اینطالع برگشته خویش
که ببینم ره هجرانش به پایان کرده
هوش مصنوعی: من از این تغییر وضعیت خوشحالم و سپاسگزارم که دیگر در مسیر جدایی نیستم.
خرم آنروز که درد دل سودا زده را
بینم از نوش لبش دارو و درمان کرده
هوش مصنوعی: روز خوشی است که درد و نگرانی عشق را از زبان کسی بشنوم که با لبانش به من آرامش و درمان میبخشد.
اینهمه شادی آنروز که باز ابن یمین
بیندش پسته خندان شکر افشان کرده
هوش مصنوعی: آن روزی که ابن یمین دوباره پستهی خندان و شیرین را ببیند، این همه شادی و خوشحالی برایش به وجود میآید.