برگردان به زبان ساده
نگارم ار بگذارد ز رخ نقاب فرو
شود ز خجلت رخسارش آفتاب فرو
هوش مصنوعی: اگر محبوبم نقابش را کنار بزند، از شرم چهرهاش، آفتاب هم پنهان خواهد شد.
بطاق ابروی او ماه نو چو در نگرد
همانزمان که در آید رود ز تاب فرو
هوش مصنوعی: خط ابروی او همچون ماه نو است. زمانی که او روی خود را برمیگرداند، همانند زمانی است که ماه نو در آسمان پیدا میشود و به تدریج از تابش آن کاسته میشود.
پر غراب نگویم بزلف او ماند
که دید ریخته مشک از پر غراب فرو
هوش مصنوعی: نگو که موهای او مانند پر کلاغ است، زیرا وقتی به زمین میریزد، بوی مشکی را مانند مشک پخش میکند.
ز شرم غالیه گون خط او چو نیلوفر
بنفشه سر برد از خوی تر بآب فرو
هوش مصنوعی: از خجالت، خط او مانند گل نیلوفر بنفش، سر خود را از زیبایی در آب پنهان کرده است.
فرو شدست سر عقل من ز شوق لبش
بلی شود همه کس را سر از شراب فرو
هوش مصنوعی: سر عقل و هوش من به خاطر عشق لبانش فرود آمده است و همه افراد به خاطر شراب عشق او در حال مستی هستند.
ز تاب آتش هجرش چکید خون ز دلم
چکد هر آینه خونابه از کباب فرو
هوش مصنوعی: بر اثر ناراحتی و جدایی او، دل من به شدت ناراحت شده و از آن خون میریزد. هر بار که به او فکر میکنم، درد و رنجی از عمق وجودم حس میکنم که مانند خونابهای از گوشت کبابی میچکد.
مجوی از دل ابن یمین شکیب از آنک
نوشته اند خراج از ده خراب فرو
هوش مصنوعی: از دل ابن یمین انتظار شکیبایی نداشته باش، زیرا گفتهاند که در این زمان، بهای سنگینی از یک روستای خراب گرفته میشود.