برگردان به زبان ساده
بکمند تابدارت که مهست در خم او
به بنفشه عذارت که گلست همدم او
هوش مصنوعی: در دامن محبوب، زیبایی و لطافت گل بنفشه در کنار چهره زیبا و درخشان او جلوهگری میکند.
بدو چشم اهوانش که دو مست شیر گیرند
که توان گرفت و نتوان کم جان خود کم او
هوش مصنوعی: به چشمهای زیبا و فریبندهاش نگاه کن که مانند شیران مست، میچرخند و قدرت آن را دارند که جان خود را در خطر بیندازند، اما نمیتوانند از شدت محبت و خواست او کم کنند.
من و درد عشق جانان ز کسی دوا نجویم
بهزار شادمانی ندهم دمی غم او
هوش مصنوعی: من و رنج عشق محبوبم از هیچکس درمانی نمیطلبیم و حتی در لحظهای از شادیهای زیاد، غم او را فراموش نمیکنیم.
عرق سمن نسیمش که فراز لاله بینی
ز گل چمن نگوئی و ز زلف شبنم او
هوش مصنوعی: به هنگام وزش نسیم، عطر دلانگیز سمن به مشام میرسد و اگر از گلهای چمن بنگری، زیبایی لاله را میبیند و کنار آن، زیبایی زلفهای شبنم نیز پدیدهای دلربا است.
بدو جزع آبدارم گهر آورند بیرون
لب چون نگین لعلش دهن چو خاتم او
هوش مصنوعی: عزیز من، اشکهای شوق و غصهام مانند آب زلالی است که آهنگ میآورد و از دلم به بیرون میریزد. دندانهایم به مانند نگینی سرخ درخشانند و لبهایم که پیرامون آنها قرار دارد، چون خاتمی زیبا به نظر میرسند.
دل ریش بنده ایرا بنوازشی دوا کن
که بلب رسید جانم بامید مرهم او
هوش مصنوعی: دل شکستهی من را نوازش کن و دردم را درمان کن، چرا که وجودم به امید شفای تو زنده است.
پسر یمین چگوید که ره جنون نپوید
چو فتاد در سلاسل ز دو زلف پر خم او
هوش مصنوعی: پسر یمین میگوید که چگونه میتوان در مسیر جنون رفت، وقتی که انسان در زنجیرهای دو زلف پر خم او گرفتار است.