برگردان به زبان ساده
گر دلی بودی مرا در طالع و فرمان من
کی زجانان آمدی چندین ستم بر جان من
هوش مصنوعی: اگر دلی بود تا به سرنوشت من و فرمان من توجه کند، دیگر چرا این همه ظلم و ستم بر جان من از سوی محبوبان رفته است؟
از خیال لعل او یکبوسه بربودم بخواب
هست ذوق آن هنوزم در بن دندان من
هوش مصنوعی: در خواب یک بوسه از لبهای او را گرفتم و هنوز طعم خوش آن در دهانم هست.
یوسف جانم چو در چاه زنخدانش فتاد
گفت رضوان رشک دارد بر من و زندان من
هوش مصنوعی: یوسف جانم وقتی به چاه افتاد، گفت که رضوان (فرشته بهشت) به من حسد میبرد و بر من که در این زندان هستم، افسوس میخورد.
هست در زلف پریشانش دلم مجموع از آنک
نسبتی دارد بکار بیسر و سامان من
هوش مصنوعی: دل من در زلفهای پریشان او جمع شده است، زیرا او نسبت به وضعیت آشفته و بیسر و سامان من تأثیر دارد.
در میان عاشقان جادوی چشم مست او
کفر پیدا کرد و پنهان میبرد ایمان من
هوش مصنوعی: در بین عاشقان، زیبایی و جادوی چشم معشوق به قدری قوی است که باعث شده هم عشق و هم کفر درون من به وضوح نمایان شود، اما در دل خود ایمانم را به طور پنهان حفظ کردهام.
داغ هجر آن پری پیکر مرا کشتی بدرد
گر نبودی از امید وصل او درمان من
هوش مصنوعی: درد جدایی آن معشوق زیبا به من آسیب زد و اگر امید وصالش نبود، هیچ درمانی برای دردهایم پیدا نمیکردم.
خوشترم آید ز عیدی کان کمان ابروم گفت
تا کی ای ابن یمین خواهی شدن قربان من
هوش مصنوعی: برایم دلپذیرتر است از عیدی که کمان ابرویم به من میگوید: "تا کی میخواهی قربانی من باشی، ای فرزند یمین؟"