برگردان به زبان ساده
کار عشاق است جان در عشق جانان باختن
عشق جانان در حقیقت نیست جز جان باختن
هوش مصنوعی: عاشقها در عشق محبوبشان باید جان خود را فدای او کنند. در واقع، عشق به محبوب چیزی جز از دست دادن جان نیست.
کر کنم جان در سر سودای وصلش باک نیست
زانکه در کوی سلامت عشق نتوان باختن
هوش مصنوعی: اگر بخواهم فدای عشق او شوم، نگران نیستم. چون در مسیر خوشبختی نمیتوانم عشق را از دست بدهم.
تا ز عاج و انبوسش گوی و چو کان کرده اند
هیچ ناید خوشترم از گوی و چوکان باختن
هوش مصنوعی: هیچ چیز برای من دلنشینتر از بازی با گوی و چوگان نیست، حتی اگر از عاج و انبوس (دو ماده قیمتی) ساخته شده باشد، زیرا لذت باختن در این بازی برایم بیشتر از هر چیزی است.
نرد خوبی در تمامی بر بساط دلبری
کس نیارد مثل او در ملک ایران باختن
هوش مصنوعی: در دنیای عشق و دلبرانه، هیچکس نمیتواند مانند او در ایران بازنده باشد.
آشکارا خواهم افکندن سر اندر پای تو
زانکه آمد دل بجان از عشق پنهان باختن
هوش مصنوعی: من به طور علنی و بدون هیچ پنهانی سر خود را در پای تو میگذارم، زیرا دل من به خاطر عشق به تو تمام رازها را در خود از دست داده است.
گر ببازم دین و دنیا بر بساط عشق او
بر تو دشوارست باشد بر من آسان باختن
هوش مصنوعی: اگر من در عشق او حتی دین و دنیا را از دست بدهم، این برای تو سخت خواهد بود، ولی برای من از دست دادن آسان است.
جان بجانان گر دهد ابن یمین عیبش مکن
کار عشاقست جان در عشق جانان باختن
هوش مصنوعی: اگر کسی جانش را برای محبوبش فدای کند، ایرادی به او نگیرید، زیرا این کار مربوط به عشق است و عاشقان در عشق خود به محبوب، جانشان را فدای او میکنند.