برگردان به زبان ساده
دل بزنجیر سر زلف تو در بستم باز
من دیوانه و از بند خرد رستم باز
هوش مصنوعی: دل خود را به زنجیر موهای تو متصل کردهام، اما هنوز هم دیوانهوار از محدودیتهای عقل فرار میکنم.
مطلب هوش زمن کز می عشقت قدحی
بهوس خوردم و چون چشم خوشت مستم باز
هوش مصنوعی: در این متن، گوینده به تجربهی خودش از عشق و مستی اشاره میکند. او میگوید که از شراب عشق معشوقش نگریسته و در نتیجه به حالت مستی دچار شده است. همچنین، وقتی به چشمان زیبای معشوق مینگرد، حالتی از سرخوشی و سرمستی او را فرا میگیرد. در واقع، عشق و زیبایی معشوق باعث شده که او احساس شادی و مستی کند.
مستی و عاشقی من همه امروزی نیست
من درین کوی بسی بوده ام و هستم باز
هوش مصنوعی: مستی و عشق من تنها به امروز محدود نیست، من در این مقام بارها بودهام و هنوز هم باقیام.
من و تو به ز کجا تا بکجا دورم باد
توبه گر بود ترا مژده که بشکستم باز
هوش مصنوعی: من و تو از کجا آمدهایم و تا کجا میرویم. ای باد، اگر توبهام را به یاد آوردهای، خوشحال باش که دوباره شکست کردهام و به گناهم برگشتهام.
دل و جان هر دو گرفتار غمت بود بجهد
دل رها کردم وزو با رمقی رستم باز
هوش مصنوعی: دل و جانم به شدت تحت تاثیر غم تو قرار داشتند. از شدت این غم، بالاخره تصمیم گرفتم که دل را رها کنم و با انرژی و تلاشی تازه به سمت رهایی و آزادی بروم.
من چو چشمان تو بیمار ز آنم که بدل
رگ سودای سر زلف تو پیوستم باز
هوش مصنوعی: من مانند چشمان تو بیمار هستم، زیرا بیاختیار عاشق و درگیر زیبایی موهای تو شدهام.
بارها مار سر زلف تو خستهست مرا
وقت تریاق لب تست کزو جستم باز
هوش مصنوعی: بارها من از زیبایی و جذابیت موهای تو دلزده شدهام و هر بار که به لبهایت نگاه میکنم، راحتی و آرامش را در آن مییابم که دوباره به سوی آنها بازمیگردم.
تا شدی در دلم ایجان جهان صدر نشین
در دل بر همه خوبان جهان بستم باز
هوش مصنوعی: ای جان، وقتی که در دلم جا گرفتی، مانند صدر نشینی در قلبم، بر همه زیباییهای جهان غلبه کردی و دل را از آنها پرکردم.
در هوای رخ زیبای تو چون ابن یمین
بر سر آتش سودای تو بنشستم باز
هوش مصنوعی: در هوای چهره زیبای تو، مانند ابن یمین، در آتش عشق تو نشستم و باز هم منتظرم.