برگردان به زبان ساده
هر که را در سر هوای چون تو دلداری بود
جان فدا کردن درین ره کمترین کاری بود
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلش آرزوی دلداری چون تو باشد، فدای کردن جان در این مسیر، کار خیلی سختی نیست.
گر رود سر در سر سودای وصلت باک نیست
زین زیانها اندرین بازار بسیاری بود
هوش مصنوعی: اگر دل در عشق وصل تو به سر باشد، از این ضررها در این بازار شلوغ هراسی نیست.
دیدن روی تو میخواهد دلم ای کاشکی
طاقت نور تجلی توأش باری بود
هوش مصنوعی: دلم آرزو دارد که بتوانم چهره تو را ببینم، ای کاش میتوانستم تحمل نور زیبایی تو را داشته باشم.
با تو چون پیوستم از دنیا بریدم بهر آنک
زشت باشد گر بزیر خرقه زناری بود
هوش مصنوعی: وقتی با تو یکی شدم، از دنیا فاصله گرفتم، زیرا آنچه که زشت است، حتی اگر زیر لباس عافیت باشد، برایم قابل قبول نیست.
چون دل دیوانه را زنجیر زلفت بند کرد
عاقل ار پندش دهد بیهوده گفتاری بود
هوش مصنوعی: وقتی زنجیر موهای تو دل دیوانه را به خود بست، نصیحت کردن عاقل به او بی فایده است.
گر ببینم شمع رویش جان دهم پروانه وار
کمتر از پروانه بودن کمترین کاری بود
هوش مصنوعی: اگر شمع زیباییاش را ببینم جانم را فدای او میکنم، زیرا کمتر از پروانه بودن در برابر او، کمترین کار ممکن است.
جان فشانی باید از ابن یمین آموختن
هر کرا در سر هوای چون تو دلداری بود
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلش عشق و محبت تو را دارد، باید از ابن یمین بیاموزد که چگونه جان خود را فدای عشق کند.