برگردان به زبان ساده
مردم چشمم که در غرقاب بازی میکند
گر نشد آبی چرا در آب بازی میکند
هوش مصنوعی: مردم چشمانم در واقع در دام مشکلات و سختیها گرفتار است، اما اگر نتواند از این آب استفاده کند، چرا همچنان در آن بازی میکند؟
چون نهد انگشت بر لب ماه من یعنی خموش
قند میبینی که با عناب بازی میکند
هوش مصنوعی: زمانی که انگشت بر لب ماه من میگذارد، یعنی سکوت کن. در این حین، میبینی که قند با عناب بازی میکند.
چشم پر خوابش ببازی بازی از من دل ببرد
بنگر آن جادو که اندر خواب بازی میکند
هوش مصنوعی: چشمان خوابآلود او به گونهای مرا فریب داد که دل و جانم را از من گرفت. ببین که آن جادوگر چطور در خواب، بازی میکند و سحرش را بر من میزند.
چون زند بر جان سنان غمزه پنداری مگر
تیغ رستم با دل سهراب بازی میکند
هوش مصنوعی: وقتی که تیر غم به دل میخورد، گویی که شمشیر رستم در مبارزه با دل سهراب است.
گر دل دیوانه در زنجیر زلفت دست زد
سهل باشد کو مشو در تاب بازی میکند
هوش مصنوعی: اگر دل دیوانه به زلف تو دست بزند، کار سختی نیست؛ زیرا او در این ناز و بازی غرق شده است.
چشم جانبازش که از جام لطافت مست شد
زانچنین گستاخ در محراب بازی میکند
هوش مصنوعی: چشم جانبازش که از زیبایی و لطافت مست شده، به همین دلیل با جرأت و آزادمنشی در جایگاه عبادت بازی میکند.
نرگس مستت بخونریز دل ابن یمین
گر دهد فرمان بتا مشتاب بازی میکند
هوش مصنوعی: نرگس زیبای تو، با چشمهای گیرا و دلربایت، دل مرا به تپش وا میدارد. اگر معشوق به تو اشاره کند، هرگز نگران نباش، چون من در این بازی عاشقانه به خوبی میرقصم و لذت میبرم.