برگردان به زبان ساده
گر بوصل خودم آنماه زمانی بدهد
دل من روح بشکرانه روانی بدهد
هوش مصنوعی: اگر روزی به وصال آن ماه روشن برسم، دلم شاد و سپاسگزار خواهد بود و جانم در این عشق خواهد رقصید.
آشکارا ندهد بوسه ام از بیم رقیب
کاش باری نکند بوسه روانی بدهد
هوش مصنوعی: او به خاطر ترس از رقیب نمیتواند بهطور علنی بوسهام را به من بدهد. ای کاش فقط یک بار این بوسه را بهراحتی و بدون نگرانی به من دهد.
بتماشای قدش دل بچمن رفت مگر
سروش از قامت او راست نشانی بدهد
هوش مصنوعی: در حالی که به تماشای زیبایی او نشستهام، دل از دستم رفته است. آیا فرشتهای میتواند نشانهای از قامت او به من بدهد؟
ندهم صحبت جانان بهمه ملک جهان
نا سپاس است که جانی بجهانی بدهد
هوش مصنوعی: اگر بخواهم با معشوقم صحبت نکنم، این پایمال کردن تمام نعمتهای دنیاست. زیرا غیر ممکن است که کسی جانش را به خاطر جهان بدهد.
سپر ماه کنم چون زره ارزانکه مرا
غمزه و ابروی او تیر و کمانی بدهد
هوش مصنوعی: میخواهم مانند زرهی که سپر میشود، از آن غمزه و ابرو استفاده کنم؛ زیرا این دو برای من همچون تیر و کمان هستند که به دلم اصابت میکنند.
یکزمان غیبت دل از بر آنماه چکل
نیست ممکن مگر از جانش ضمانی بدهد
هوش مصنوعی: در یک لحظه، دوری دل از آن ماه زیبا امکانپذیر نیست، مگر اینکه او از جانش تضمینی بدهد.
حاجب ابروست میان دل و روی چو مهش
یک زمانی ز غمش بو که امانی بدهد
هوش مصنوعی: حاجب ابرو مانند پردهای است که بین دل و چهرهی محبوب قرار دارد. زمانی که او غمگین میشود، دل آدمی را تحت تأثیر قرار میدهد و انسان آرزو میکند که فرصتی برای آرامش او فراهم شود.
روی او وجه زری میطلبد از عشاق
خواست تا مالش هر یک بقلانی بدهد
هوش مصنوعی: چهره زیبای او مانند زرین میدرخشد و از عاشقان میخواهد که برای به دست آوردن عشقش، هر کدام به او چیزی با ارزش تقدیم کنند.
کرد اشارت بسوی ابن یمین غمزه او
گفت خوش باش که این وجه فلانی بدهد
هوش مصنوعی: او به ابن یمین اشاره کرد و با یک نیشخند گفت: خوش باش که این شخص به تو توجه کند.