برگردان به زبان ساده
عاشقان چون عزم رفتن سوی دلبر کرده اند
در طریق عشق پا از تارک سر کرده اند
هوش مصنوعی: عاشقان وقتی تصمیم میگیرند به سوی معشوق بروند، در مسیر عشق از همه چیز، حتی از سر خود، میگذرند.
بر رخ چون آتش جانان سپند جان خویش
تا بسوزد از دل پر درد مجمر کرده اند
هوش مصنوعی: بر چهره معشوق مانند آتش درخشانی وجود دارد که جانم را به آتش میکشد، تا از دل پر درد و رنج من بیفروزد و شعلهور کند.
بی بصارت بوده اند آنها که رویش دیده اند
پس بخوبی ماهرا با او برابر کرده اند
هوش مصنوعی: آنانی که نتوانستهاند به زیباییهای او پی ببرند، مانند کسانی هستند که به چهرهاش نگاه کردهاند، اما نتوانستهاند واقعیات را درک کنند. بنابراین، آنها او را به خوبی با ماه مقایسه کردهاند.
نور محض است او و دانی چیست مه ظلمانیی
کز فروغ آفتابش رخ منور کرده اند
هوش مصنوعی: او خود نوری خالص و بینظیر است و آیا میدانی که آن ماهی که به خاطر درخشش آفتابش روشن شده، در واقع چقدر تاریک و خاموش است؟
صبح صادق جامه از غم تا بدامن چاک زد
زانکه حسنش مطلع خورشید خاور کرده اند
هوش مصنوعی: صبح روشن از شدت غم و اندوه، لباسش را پاره کرد چرا که زیبایی او مانند طلوع خورشید شرق است.
از دو زلف مشکبارش یک گره بگشاده اند
چار سوی و شش جهه از وی معطر کرده اند
هوش مصنوعی: دو زلف معطر او را که گرهی از آن باز کردهاند، عطر و بویی را در همه جا پخش کرده است.
غنچه خود را با دهانش عبده گفت و فداه
از خوشی آن دهان او پر از زر کرده اند
هوش مصنوعی: غنچه خودش را به دهان عبده نشان داد و به خاطر خوشحالی آن دهان، پر از طلا شده است.
ناصحان گویند ازو دوری کن اما چون کنم
چون بدیوان قضا کارم مقرر کرده اند
هوش مصنوعی: پند دهندگان میگویند که باید از او دوری کنی، اما من چگونه میتوانم این کار را انجام دهم در حالی که سرنوشت و تقدیرم را مانند دیوان قضا تعیین کردهاند؟
صحبت جانان گزین ابن یمین نه جان خویش
گر میان جان و جانانت مخیر کرده اند
هوش مصنوعی: اگر بین جان خود و جان محبوب انتخابی داشتی، بهتر است که سخن از محبوب را برگزینی، نه اینکه به فکر خودت باشی.