برگردان به زبان ساده
ز تاب می چو خوی از روی دلستان بچکد
مرا ز نرگس تر آب ارغوان بچکد
هوش مصنوعی: از شدت عشق و شوق، به قدری شفاف و دلنشینم که اگر از چشمان نرگسام، قطرهای از رنگ ارغوانی بریزد، بیاختیار میزان احساسات و هیجاناتم را نمایان میکند.
ز غنچه لب یاقوت رنگ او چه عجب
که خون شود دل لعل از عروق کان بچکد
هوش مصنوعی: از لبان یاقوتی او چه جای شگفتی است که دل مثل لعل از عروقش خون ریزد، چون از آن لبها بوسه میچکد.
زرنگ و بوی ندانم گلاب یا عرق است
خویی که از رخ آنماه مهربان بچکد
هوش مصنوعی: عطر و بوی خوشی که از چهره آن ماه مهربان میریزد، نمیدانم که به خاطر گلاب است یا عرق، اما به طور کلی نشاندهنده ظرافت و زیبایی اوست.
ز شرم عارض چون ماه او شگفت مدار
گر آب از آتش خورشید آسمان بچکد
هوش مصنوعی: چهره او مانند ماه است و از شرم آن نمیتوان شگفت زده شد؛ حتی اگر آب از آتش خورشید آسمان بریزد.
بدان امید که صفرای او شود کمتر
ز ثقبه عنبیم آب ناردان بچکد
هوش مصنوعی: به این امید که تلخی او کمتر شود و آب میوه نارنج از آن بچکد.
تن نزار من از عشق او چنان زرد است
کزو بجای عرق آب زعفران بچکد
هوش مصنوعی: بدن نحیف و ضعیف من از عشق او آنقدر زرد و رنگپریده شده که به جای عرق، زعفران از آن میچکد.
ز لطف خود بسرم دست اگر فرود آرد
چو خوی زهر بن مویم هزار جان بچکد
هوش مصنوعی: اگر لطف و محبت خداوند بر سرم نازل شود، مانند زهر و زخم تلخ، هزاران درد و رنج را تحمل میکنم.
گهی که ابن یمین وصف آن نگار کند
ز نازکی سخن آید که آب از آن بچکد
هوش مصنوعی: گاهی که ابن یمین از زیبایی آن معشوق صحبت میکند، لطافتی در کلامش وجود دارد که انگار آب از آن میچکد.