برگردان به زبان ساده
زلف مشکین تو سرمایه سوداست مرا
لعل شیرین تو شور دل شیداست مرا
هوش مصنوعی: موهای سیاه تو برای من یک گنج و سودمند است و آن لبهای شیرین تو برایم شوری و اشتیاقی عمیق به وجود میآورد.
بی تو با خود نیم ای دوست ولیکن چه کنم
هست دشمن ز پس و پیش و چپ و راست مرا
هوش مصنوعی: من بدون تو با خودم هستم، ای دوست، اما چه کنم که دشمنان از همه طرف، جلو، عقب، چپ و راست، مرا احاطه کردهاند.
دست من کوته و بالای تو سرویست بلند
کی رسد دست بدو این چه تمناست مرا
هوش مصنوعی: دست من به او نمیرسد و او همچون درختی بلند است. این چه آرزویی است که در دل دارم؟
سرو آزاد ترا بنده شدم از دل پاک
لیک گفتن سخن راست چه یار است مرا
هوش مصنوعی: از دل پاک خود به آزادی و زیبایی تو وابسته شدم، اما اینکه بخواهم حقیقت را بگویم، برای من چه ارزشی دارد؟
تا چه حالست مرا با تو که در دیده و دل
خال مشکینت سوادست و سویداست مرا
هوش مصنوعی: حالم با تو چگونه است وقتی در چشمها و قلبم، رنگ سیاه و زیبای خمینیات نقش بسته است؟
صفت رسته دندانت به صد لطف کنم
خود سخن در صفتش لؤلؤ لالاست مرا
هوش مصنوعی: دندان تو به شدت زیباست و من با کمال محبت دربارهاش سخن میگویم؛ میتوانم بگویم که مانند مروارید خاموش است و ارزشمند.
شد روان صرف به بازار غمت عمر و نشد
در سر از عشق تو بنگر که چه سوداست مرا
هوش مصنوعی: به بازار غم تو آمدم و تمام عمرم را صرف کردم، ولی باز هم در قلبم از عشق تو چیزی کم نشده است. بنگر که این وضعیت برای من چه فایدهای دارد.
جان و دل بودی و گفت ابن یمین بهر دلت
کین ستم بر همه تن هاست نه تنهاست مرا
هوش مصنوعی: تو جان و دلی، و گفت ابن یمین که برای دلت، این ظلم و ستم بر همه انسانهاست و نه فقط بر من.
از دلم خود اثری نیست ولی صورت جان
در رخ آینه سیمای تو پیداست مرا
هوش مصنوعی: در دل من هیچ نشان و اثری از عشق نیست، اما تصویر روح من به وضوح در آینه چهره تو نمایان است.