برگردان به زبان ساده
تا ز پیشم نازنین دلدار شد
بی رخش نور و نوام از کار شد
هوش مصنوعی: وقتی دلبر زیبا و محبوب من از پیشم رفت، زندگی برایم بینور و سرور شد.
پوستم بر استخوان مانند چنگ
چنگ گشتم ناله زیر و زار شد
هوش مصنوعی: پوستم به استخوان چسبیده و مانند ساز شدهام، ناله و زاری از من برمیخیزد.
تا هوای چشم و زلف پر خمش
در دماغ این دل افکار شد
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و زلفهای پر پیچ و خم، در ذهن این دل، افکار و احساسات را به وجود آورد.
خسته آنغمزه غماز گشت
بسته آن طره طرار شد
هوش مصنوعی: تحت تأثیر آن غم و اندوه قرار گرفتهام و آن موهای زیبا درهم پیچیده و به ظاهر به هم ریخته است.
عکس دندانش چو بر چشمم فتاد
چشم من چون ابر گوهر بار شد
هوش مصنوعی: زمانی که تصویر دندانهای او به چشمم افتاد، چشمانم مانند ابری پر از اشک شدند.
بسکه چشمش خلق را بیمار کرد
عاقبت او نیز هم بیمار شد
هوش مصنوعی: چشم او به قدری تأثیرگذار بود که دیگران را بیمار کرد و در پایان خودش نیز به همان حال مبتلا شد.
کی بود یارب که گویند آن صنم
همچو روی خود نکو کردار شد
هوش مصنوعی: کیست آن کسی که گفتهاند این معشوق به زیبایی و نیکی، همانند چهرهاش، رفتار کرده است؟
از لبش ابن یمین گوید سخن
همچو طوطی زان شکر گفتار شد
هوش مصنوعی: از لب او همچون طوطی، سخنانی شیرین و دلنشین شنیده میشود که مثل شکر هستند.