برگردان به زبان ساده
تا سنبل سیراب تو بر لاله گره شد
خورشید تو گفتی که مگر زیر زره شد
هوش مصنوعی: وقتی سنبل آبی تو بر لاله گره خورد، گویا خورشید تو زیر زره پنهان شد.
مسکین دل زارم هدف تیر بلا گشت
آندم که کمان خم ابروت بزه شد
هوش مصنوعی: دل غمزده و بیچارهام در زمانی به هدف تیر مصیبت قرار گرفت که کمان ابرویت به حالت خم درآمد.
احرام طواف سر کوی تو گرفتیم
چون ابروی تو قبله جان که و مه شد
هوش مصنوعی: ما با عشق و ارادت به دور تو میچرخیم و به سمت تو نماز میخوانیم، چون هر خطی از چهرهات الهامبخش ماست و مانند ماه روشنکنندهی مسیر ماست.
چشمت ز کمان خم ابروی تو تیری
بگشاد ز سر گوشه بر آورده زه شد
هوش مصنوعی: چشم تو مانند کمانی است که با خم ابرویت تیر عشق را به سوی من پرتاب کرده است و از گوشه چشم تو، این تیر به قلبم رسیده است.
گفتم صفت زلف چو جیم تو توان کرد
خود زای زبانها صفت از عجز گره شد
هوش مصنوعی: گفتم که میتوانی با زیبایی زلف خود توصیف شوی، اما زبانها از بیان آن ناتوانند و دست به دامان عاجزانهای زدهاند.
با حسن تو دل نرد هوس باخت ولیکن
جان در گرو حسن تو بسیار فره شد
هوش مصنوعی: دل با زیبایی تو شیفته و عاشق شده است، اما جانم به خاطر زیبایی تو بسیار خوشحال و سرشار از شادابی است.
سلطان غمت دست چو بگشاد به بیداد
عقلم که رئیس ده دل بود ز ده شد
هوش مصنوعی: زمانی که سلطان غم تو در دلش را به روی من گشود و با بیرحمی عمل کرد، عقل من هم نتوانست در برابر این احساس مقاومت کند و به نوعی مجذوب و تسلیم شد.
در آرزوی سیب زنخدان تو اشکم
چون آب انار آمد و رخساره چو به شد
هوش مصنوعی: در آرزوی چهره زیبا و دلنشین تو، اشکهای من مانند آب انار جاری شده و چهرهام نیز از شدت حسرت و شوق به رنگ سرخ درآمده است.
با گریه و با آه دل ابن یمین باش
زین آب و هوا نرگس بیمار تو به شد
هوش مصنوعی: دل خود را با گریه و آه به حال دل شاد و نازک خود درآور. در این فضای غمانگیز، نرگس بیمار تو نیز در حال پژمردن است.