برگردان به زبان ساده
هر چند مدتی شدم از روی اضطرار
دور از جناب حضرت میمون شهریار
هوش مصنوعی: هرچند مدتی به خاطر شرایط سخت از حضور محبوب و عزیزم دور ماندم.
شاه جهان پناه که بر تخت خسروی
یک تا جور ندید چو او چشم روزگار
هوش مصنوعی: سفارش میکنم که به پادشاه جهانی که بر تخت سلطنت نشسته، پناه بیاورید؛ زیرا او مانند هیچ کس دیگری ظلم و ستم را در این دنیا ندیده است.
شاه جهان طغایتمور خان که ملک را
آورده ز ابر معدلت آبی بروی کار
هوش مصنوعی: شاهی که بر جهان فرمانروایی میکند، مانند طغیانی است که در آسمان، باران عدالتش بر زمین میبارد و زندگی را به کمال میرساند.
اما امید هست که بار دگر کشم
در دیده خاک درگه عالیش سرمه وار
هوش مصنوعی: امید دارم که دوباره بتوانم با زیبایی و بزرگی به درگاه آن معشوق بیافتم، مانند سرمهای که در چشم قرار میگیرد.
من بنده را امید بدین گونه دولتی
دانی که از کجاست پس از فضل کردگار
هوش مصنوعی: من به نعمت و خوشبختی اینچنین امید دارم که نمیدانم از کدام منبع و از لطف خداوند به من رسیده است.
ز آنجا که رأی سرور گردنکشان عهد
کرد التفات سوی من زار دلفکار
هوش مصنوعی: از زمانی که نظر پرچمدار مستبدها به من معطوف شد، دیگر توجهی به من که مانند دلفکاری زار و ناتوان هستم، نمیشود.
آن سروریکه مملکت شاه را بدو
لابل که ملک جمله جهانراست افتخار
هوش مصنوعی: آن محبوبی که سلطنت و قدرت یک کشور در دستان اوست، باعث افتخار تمام جهان است.
پشت و پناه ملت و دارای مملکت
سر دفتر نتایج این هفت و آن چهار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که کسی که حامی و پشتیبان مردم و کشور است، در واقع مسئول و سرپرست نتایج و پیامدهای امور مختلف است. این فرد نقش مهمی در تعیین و هدایت نتایجی که از تغییرات و تصمیمات به وجود میآید دارد.
والا نظام ملت و دین آنکه در جهان
تا گرد این مدر بود افلاک را مدار
هوش مصنوعی: این شعر به اهمیت و ارجمندی نظام ملت و دین اشاره دارد. شاعر میگوید که برای حفظ و استحکام ملتی و دینی، حتی آسمانها و ستارهها نیز به دور آن ملت میچرخند. به عبارت دیگر، پایبندی به اصول و ارزشهای یک ملت و دین، جهان را تحت تاثیر خود قرار میدهد و باعث ایجاد نظم و نظام در آن میشود.
ممکن نباشد آنکه چو او هیچ صفدری
پیش سپاه شاه کند رایت آشکار
هوش مصنوعی: امکان ندارد کسی مانند او، که هیچ ویژگی برتری ندارد، در برابر ارتش پادشاه پرچم خود را به نمایش بگذارد.
من بنده را بدر گه عالی خویش خواند
با لطف بی نهایت و با بر بی شمار
هوش مصنوعی: خداوند با مهربانی و عظمت بیپایانش، بندهاش را به درگاه خود فرا خواند و او را مورد لطف و رحمت قرار داد.
تا در رکاب موکب کشور گشای او
بوسم جناب حضرت سلطان کامکار
هوش مصنوعی: تا زمانی که در خدمت جمعیت عظیم کشورگشا باشم، با کمال احترام و عشق، مقام والای سلطان توانمند را میبوسم.
سلطان تاج بخش و شهنشاه تخت گیر
کزوی گرفت افسر و اورنگ اشتهار
هوش مصنوعی: سلطان که تاج را به سر میگذارد و پادشاهی که بر تخت نشسته است، از اوست که افسر و نشانههای معروفیت را به دست آورده است.
ای شاه کامیاب توئی آنکه یافتی
هر آرزو که خواست دلت ز آفریدگار
هوش مصنوعی: ای پادشاه موفق، تو کسی هستی که هر آرزویی که دلت میخواهد، از خدای بزرگ به دست آوردهای.
اینک سعادتی که ندارد نهایتی
کامروز بندگی ترا کرد اختیار
هوش مصنوعی: اینک خوشبختیای که پایانی ندارد، امروز به من این امکان را داده است که بندگی تو را انتخاب کنم.
آن شهسوار عرصه مردی که در نبرد
بر اسب پیلتن چو شود روز کین سوار
هوش مصنوعی: آن مرد شجاع و قهرمان میدان نبرد که در زمان جنگ با نیرومندی و دلاوری بر اسبش سوار میشود.
رمحش سواد دیده رباید ز چشم مور
تیغش سر عدوت کند چون زبان مار
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و دلربای او، دیدگان هر بینندهای را میرباید. همچنین، تیغی که در دست دارد، مانند زهر مار، موجب آسیب و ضرر به دشمنانش میشود.
اخلاص من نهفته همانا نمانده است
بر رأی دوست پرور شاه عدو شکار
هوش مصنوعی: اخلاص و صداقت من دیگر پنهان نمانده است و نظر دوست پرور شاه، بر دشمنانش نهفته و دست نیافته است.
زین مخلصی بدست نیاید بقرنها
کو ملک را بتیغ کند کار چون نگار
هوش مصنوعی: از این دلگرمی و فداکاری کمتر کسی به برکت میرسد، همانطور که یک مرد علیه قدرت و سلطه با شجاعت گام برمیدارد، مانند هنرمندی که آثار زیبا خلق میکند.
ای آفتاب عالم ازو سایه بر مگیر
کز تیغ او برآید از اعدای تو دمار
هوش مصنوعی: ای خورشید جهان، سایهات را از او دور نگهدار، زیرا که از نیروی او، نابودی دشمنان تو به وجود میآید.
و آنگه نظر بابن یمین کن که تا شود
قلبش ز کیمیای تو همچون زر عیار
هوش مصنوعی: پس به ابن یمین نظری بیفکن که قلبش از خالصی تو مانند طلای ناب گردد.
تا اهل عقل را بود اجماع و اتفاق
کاندر فصول سال خزان آید و بهار
هوش مصنوعی: اگر عقلمندان بر یک نظر و توافق باشند، در هر فصل از سال ممکن است پاییز و بهار به وجود بیاید.
بادا بهار دولت خصم تو چون خزان
بادا خزان عیش تو خرمتر از بهار
هوش مصنوعی: ای کاش بهار شادی و رونق دشمن تو مانند خزان شود و خزان خوشیهای تو از بهار هم شادابتر باشد.