برگردان به زبان ساده
موسم پیری رسید ایدل جوانی ترک گیر
ز آنکه نالایق بود کار جوان از مرد پیر
هوش مصنوعی: فصل پیری در حال نزدیک شدن است، ای جوان، از جوانی خود دست بردار زیرا کارهای جوانان از عهده مردان پیر بر نمیآید.
هر چه آن در تیرگی شام دستت میدهد
می نشاید کرد چون روشن شود صبح منیر
هوش مصنوعی: هر چیزی که در تاریکی شب به دست میآوری، قابل نگهداشتن نیست و فقط زمانی میتوانی آن را حفظ کنی که صبح روشنی بیاید.
بگذر از کار جهان اکنون که داری اختیار
پیشتر کآن اضطرارت بگذراند ناگزیر
هوش مصنوعی: از کارهای دنیا عبور کن، زیرا اکنون در اختیار خودت هستی. قبل از این که به وضعیتی ناگزیر و اضطراری گرفتار شوی، بهتر است که به فکر خودت باشی.
بیش چون بلبل هوای گلشن دنیا مکن
چون ترا بر سر سمن بشکفت و بر عارض زریر
هوش مصنوعی: زیاد در آرزوی زیباییهای دنیا نباش، زیرا که تو مانند بلبل هستی که فقط به خاطر گلستان میخواند، و در عین حال بر روی سمن (یک نوع گل) شکوفا شدهای و بر روی چهرهای زرین قرار داری.
پای مرغ جان ز دام زلف جانان برگشای
تا زند بر شاخسار سدره و طوبی صفیر
هوش مصنوعی: پاهای مرغ به دام زلف محبوب گرفتار شده، پس از آزاد شدن میتواند به سوی درختان بهشتی برود و در آنجا خوشحالی و شادی را تجربه کند.
دل چه بندی اندرین فانی سرای مستعار
چون کس دیگر بود هر ساعت او را مستعیر
هوش مصنوعی: دل خود را در این دنیای فانی و موقتی که به ما داده شده، نبند. زیرا مانند دیگران، هر لحظه ممکن است از این دنیا گرفته شده و از دست برود.
نقد عمر خویش را از غش عصیان پاک دار
ز آنکه ره داری به پیش و زادت اینست ایفقیر
هوش مصنوعی: عمر خود را از نیرنگ و گناه دور نگهدار، زیرا که در این مسیر، راهنمایی داری و این نکته برای تو، ای دردمند، بسیار مهم است.
ورنه بی برگ و نوا مانی تو در بازار حشر
قلب روی اندود داری وانگهی ناقد بصیر
هوش مصنوعی: اگر در بازار روز قیامت بدون اعمال خوب و نیک حضور داشته باشی، مانند درختی بی برگ و ثمر خواهی بود. اما در دل تو ناقدی آگاه و بینا وجود دارد که حقایق را میشناسد و پنهان نمیماند.
گر چه ریزی از هوا بر خاک آبروی خویش
چون شرر بیرون جهی از آتش چرخ اثیر
هوش مصنوعی: هرچند که تو قطرهای از هوا هستی، وقتی بر زمین مینشینی، شخصیت و عزت خود را مانند جرقهای که از آتش خارج میشود، از دست میدهی.
ای دل از چاه ضلالت گر خلاصی بایدت
عروه وثقای شرع احمد مختار گیر
هوش مصنوعی: ای دل، اگر میخواهی از گمراهی رهایی پیدا کنی، باید به دینی که از سوی پیامبر احمد آمده است، پناه ببری و به اصول آن چنگ بزنید.
تاج بخش انبیا کاندر شب معراج قدس
بر گذشت از عرش و کرسی زد فراز آن سریر
هوش مصنوعی: تاجی که به پیامبران داده میشود، در شب معراج از بالای عرش و کرسی عبور کرد و بر فراز تخت سلطنت قرار گرفت.
آن سپهر شفقت و رحمت که مهرش تافتست
بر وضیع و بر شریف و بر صغیر و بر کبیر
هوش مصنوعی: آسمان محبت و مهری که نورش بر همه میتابد، چه بر انسانهای معمولی و چه بر افراد بزرگ، و چه بر کوچکترها و چه بر بزرگترها.
و آنکه رغم دشمنانرا ساخت از سیمین سپر
یکدو قوس اندر خور سدره بانگشت چو تیر
هوش مصنوعی: کسی که با وجود دشمنان، از سپر نقرهای خود دفاع میکند و مانند تیر به سوی هدف میزند.
کرد بر دعویش اظهار شهادت سوسمار
با عزیز و با ذلیل و با عظیم و با حقیر
هوش مصنوعی: در اینجا به بیان این موضوع پرداخته میشود که در یک دعوی یا ادعا، شواهد و گواهیهایی از سوی سوسمار ارائه شده که شامل تمام اقشار جامعه، از عزیزان و افراد با مقام تا افراد معمولی و بیپناه، میشود. این اشاره به این دارد که گاهی اوقات در یک موضوع، اشخاص و عناصر مختلف به عنوان شاهد در نظر گرفته میشوند، بدون توجه به مقام یا جایگاه آنها.
سایه او کس ندیدی ز آنکه بودی نور پاک
سایه ظلمانی بود باشد محال از مستنیر
هوش مصنوعی: هیچکس سایه او را ندیده است، زیرا او خود نور پاکی است. سایه او، که به نوعی بیانگر تاریکی است، موجودیتی غیرممکن است که از نوری درخشان نشأت میگیرد.
گوش او در خواب و بیداری و چشم از پیش و پس
بود بر سمع و بصر قادر بفرمان قدیر
هوش مصنوعی: در خواب و بیداری، او گوشش به صداها و چشمش به دیدنیها توجه دارد و بر اساس قدرتی بزرگ، همه چیز را تحت فرمان دارد.
تا نشاند آتش اشراک عالم سوز را
از پی اظهار معجز دست او شد آبگیر
هوش مصنوعی: آتش جهل و کفر را که باعث نابودی جهان است، با معجزههای او مهار کرد و پس از آن در نتیجه این نمایانسازی، آب جاری شد.
یکزمان کز متکا مهر نبوت وا گرفت
چوب خشگ مسجد آمد از تأسف در نفیر
هوش مصنوعی: روزی که از بالشت مهر و محبت پیامبری دور شدم، چوب خشک مسجد به خاطر اندوه فریاد زد.
قطره ئی چند از مساس پای گردون سای او
کرد شیرین آب شور و تلخ را در قعر بیر
هوش مصنوعی: چند قطرهای از تماس پای گردون باعث شده که آب شور و تلخ در عمق به شیرینی تبدیل شود.
ز اطلس گردون ببالای رفیع قدر او
کسوتی میدوخت خیاط ازل آمد قصیر
هوش مصنوعی: از آسمان، که مانند یک جامهساز به نظر میرسد، برای شخصی با مقام والا جامهای میدوخت. اما در این میان، این جالب است که این خیاط ازل (زمانی که هنوز چیزی به وجود نیامده بود) کوتاهقد و ناچیز بود.
در جهان ز اهل فصاحت چون کتابش سورتی
کس نیاورد ارچه بعضی بود بعضی را ظهیر
هوش مصنوعی: در دنیا، کسی مانند کتابی با زیبایی و فصاحت نیست که به ظهور برسد، هرچند برخی از افراد میتوانند دیگران را یاری کنند.
نسخ آیاتش بدین غیر او نا ممکن است
ز آنکه نی بهتر از آن باشد نه نیز آنرا نظیر
هوش مصنوعی: محال است که آیات او را با چیزی غیر از خود او تغییر دهیم، چرا که هیچ چیز بهتر از آن وجود ندارد و هیچ چیز دیگری هم مشابه آن نیست.
هر که سر برتابد از درگاه جنت رتبتش
ز آسمانش آید ندا سحقا لا صحاب السعیر
هوش مصنوعی: هر کس از درگاه بهشت سرپیچی کند، فریادی از آسمان به او خواهد رسید که میگوید: دور از رحمت الهی، ای همراهان آتش!
تا زبانم میسر اید نعت آن صاحب کمال
از اثیرم گر مروتر گشت در فکرت ضمیر
هوش مصنوعی: هر زمان که بتوانم، درباره ویژگیهای آن شخصیت بزرگوار سخن میگویم، حتی اگر ذهنم در تفکر عمیقتر شود.
گر چه نعتش را چو آرد بر زبان ابن یمین
با زبانی پر زه افتد در کمان از غصه تیر
هوش مصنوعی: اگرچه وقتی ابن یمین توصیف او را بیان کند، کلماتش به گونهای است که مثل تیری غمناکی از کمان برمیآید.
میشود در وصف او حیران بلکنت این زبان
گر همه منشی دیوان فلک باشد دبیر
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم زیبایی و ویژگیهای او را توصیف کنیم، زبان ما ناتوان است، حتی اگر بهترین نویسندگان آسمانی هم گرد هم بیایند تا قلم به دست بگیرند.
ور درختان باشد او را کلک و دریاها مداد
ور پی انشا ز اوراق فلک سازد حریر
هوش مصنوعی: اگر درختان دارای قلم باشند و دریاها مداد، و اگر برای نوشتن از پردههای آسمان حریر بسازند،
پس کند تحریر وصف ذات پاکش تا بحشر
در خیالم نیست کآرد در قلم عشر عشیر
هوش مصنوعی: شاعر میگوید که سعی میکند توصیف و شرح ویژگیهای خداوند را به رشته تحریر درآورد و همچنان در ذهنش باقی بماند، اما میداند که این توصیف هرگز نمیتواند به درستی و کامل بیانگر عظمت او باشد.
یا رسول الله اگر چه مجرمم تائب شدم
دستگیری کن مرا در روز سر مستتیر
هوش مصنوعی: ای پیامبر خدا، اگرچه گناهکارم، اما پشیمان شدهام. لطفاً در روز قیامت به من کمک کن.
نیستم نومید اگر چه مسرفم زیرا که هست
آیه لا تقنطوا من رحمه الله دلپذیر
هوش مصنوعی: هرچند که در زندگی دچار افراط و زیادهروی هستم، اما ناامید نیستم، چرا که آیهای وجود دارد که ما را به رحمت خدا امیدوار میسازد و ما را از ناامیدی دور میکند.
در طریق اهل عرفان نا امیدی شرط نیست
مصطفی گر چه نذیر آمد هم او آمد بشیر
هوش مصنوعی: در مسیر اهل عرفان، ناامیدی جایی ندارد. هرچند که پیامبر به عنوان نذیر (هشداردهنده) آمده، او همچنین به عنوان بشیر (بشارتدهنده) نیز آمده است.