برگردان به زبان ساده
حبذا این قصر جانپرور که تا گشت آشکار
کرد پنهان رخ ز شرم او بهشت کردگار
هوش مصنوعی: چه خوب است این قصر جانبخش که وقتی نمایان شد، چهرهاش به قدری شرمگین بود که بهشت خدا را هم تحت تأثیر قرار داد.
از لطافت هست تا حدی که جفتش در جهان
کس نبیند غیر ازین فیروزه طاق زرنگار
هوش مصنوعی: از آنجا که لطافت و زیبایی این فیروزه نسبت به دیگر چیزها قابل مقایسه نیست، هیچکس در جهان نمیتواند جفت آن را پیدا کند.
در خوشی آن منزلت دارد که دی مه را در او
عقل کارآگاه نشناسد ز فصل نوبهار
هوش مصنوعی: در خوشی، ارزش آن زمانی آشکار میشود که در ماه دی، عقل و درک به بهار تازهای راه نیابد.
از هوای جانفزای او عجب نآید مرا
گر سخن گوید درو صورت که باشد بر جدار
هوش مصنوعی: از تأثیر خوشایند وجود او شگفتی ندارم، اگر او در اینجا سخن بگوید، چهرهاش بر دیوار نمایان خواهد شد.
کی کمال نور مه نقصان گرفتی در خسوف
گر ز عکس جام وی بودی فروغش مستعار
هوش مصنوعی: اگر ماه در حال خسوف نقصانی داشته باشد، چگونه میتواند به خاطر آن درخشندگی و نورش را از تصویر جامی که در آن است بگیرد؟
هست بحری پر عجائب کز میان موج او
گوهر شهوار شادی دل افتد بر کنار
هوش مصنوعی: دریایی پر از شگفتیها وجود دارد که از دل امواج آن، گوهری از لذت و شادی برای دلها به کنار میافتد.
باشد از رفعت سپهری زو فروزان گشته مهر
چون بود خسرو در او مسند نشین هنگام بار
هوش مصنوعی: از بلندی و عظمت آسمان، خورشید درخشان شده است، مانند شاهی که در زمان بارندگی بر تخت نشسته است.
خسرو جمشید رتبت داور دارا صفت
آفتاب ملک و ملت سایه پروردگار
هوش مصنوعی: خسرو جمشید، کسی است که مانند داوری با صفات نیکو، همچون آفتابی درخشان بر سر مردم و کشورش میدرخشد و سایهای از رحمت خداوند بر آنها میافکند.
شاه یحیی کاندرین شش طاق ایوان سپنج
مثل او ناید پدید از اجتماع هفت و چار
هوش مصنوعی: شاه یحیی در این شش طاقنما میدرخشد، مانند او در دنیا کسی نمیتواند ظاهر شود، چون او نتیجهی ترکیب هفت و چهار است.
در چنین خرم سرا از گفته ابن یمین
زهره کو تا خوش نوائی برکشد عشاق وار
هوش مصنوعی: در این محیط شاداب، از صحبتهای ابن یمین چه خبر؟ تا کی شعر و نغمه خوشی برای عاشقان برپا خواهند کرد؟
شرط آداب عبودیت بجا آرد نخست
پس بگوید بی تحاشی پیش تخت شهریار
هوش مصنوعی: برای آنکه به آداب بندگی به درستی عمل کنیم، ابتدا باید در رفتارمان دقت و توجه کافی داشته باشیم تا بتوانیم بدون تردید و ترس در حضور پادشاه بزرگ سخن بگوییم.
کای جنابت قبله اقبال اهل روزگار
حمله رستم همه دستانت آید روز کار
هوش مصنوعی: ای بانوی بزرگوار، تو الگوی موفقیت و امید برای مردم زمانهای. همچنان که رستم در میدان نبرد قهرمانانه جنگید، هر زمان که به تو نیاز باشد، یاریات خواهند خواست.
تا زمین و آسمان منقاد عزم و حزم تست
آن گرفت آرام دایم وین نمیگیرد قرار
هوش مصنوعی: زمین و آسمان تحت فرمان اراده و تدبیر تو هستند. این حالت و آرامش دائمی به خاطر قدرت توست و این آرامش هیچگاه دستخوش تغییر نمیشود.
ور نسیم لطف تو بر بیشه شیران وزد
ور سموم قهر تو یابد سوی دریا گذار
هوش مصنوعی: اگر نسیم مهر و محبت تو بر جنگل شیران بوزد و اگر بادهای خشم تو به سوی دریا بروند.
در صدف از تاب قهرت در شود دیگر بی آب
کام شیر شرزه گردد ناف آهوی تتار
هوش مصنوعی: در دل صدف، اثر خشم تو پدیدار میشود و دیگر در بیآبی نمیتواند بماند؛ همانند اینکه نر شیر درنده میشود و ناف آهوی تاتار به شدت میجهد.
فتنه را در باغ عدلت ز آرزوی خواب خوش
ناید اندر دیده چیزی جز خیال کو کنار
هوش مصنوعی: در باغ عدالت، وقوع فتنه باعث میشود که آرزوی خواب خوش به چشمان ما نیاید و جز خیال چیزی را در نظر نداشته باشیم.
نفس نامی را ز ابر دستت ار باشد مدد
تا ابد یابد رهائی از تهی دستی چنار
هوش مصنوعی: اگر نامی از ابر دست تو کمک بگیرد، تا ابد از فقر و ناداری نجات خواهد یافت.
آفتاب و آسمانت خواندمی گر دیدمی
آفتابی بیزوال و آسمانی با وقار
هوش مصنوعی: اگر روزی به آسمان و آفتاب تو بنگرم، و آن آفتاب خیرهکننده و آسمانی با شکوهمندی را ببینم، برایم بسیار زیبا و دلنواز خواهد بود.
باد عمرت جاودان تا در پناه جاه تو
صاحب اینقصر سازد از خوشی زین صد هزار
هوش مصنوعی: باد عمرت طولانی باد تا در سایه عظمت تو، این قصر را از خوشی بسازد، همانطور که صد هزار قصر دیگر را.
صاحب اعظم غیاث ملک و دین دستور شرق
آنکه با بخت جوانش هست رأی پیر یار
هوش مصنوعی: این بیت به شخصیتی اشاره دارد که در موقعیت بالایی در ملک و دین قرار دارد و دارای قدرت و نفوذ زیادی است. او در مقام رهبری و مدیریت در شرق از یک سرنوشت خوب برخوردار است و با وجود جوانی، از تجربیات و خردمندی یکی از دوستان قدیمی و باهوش خود بهره میبرد.
و آنکه چون گیرد هوای دل غبار آرزو
هیچکس ننشاند الا ابر دستش آن غبار
هوش مصنوعی: کسی که هنگامی که دلش به آرزوها مشغول میشود، هیچکس نمیتواند او را آرام کند جز اینکه دستش مانند ابری آن غبار آرزو را از دلش پاک کند.
حزم هشیارش چنان آئین مستی بر فکند
کز سر نرگس نخواهد شد برون هرگز خمار
هوش مصنوعی: هشیاری و احتیاط او به قدری قوی و موثر است که مانند حالتی از مستی، او را در خود غرق کرده و هیچ گاه از تاثیر آن آزاد نخواهد شد. در نتیجه، او به طور کامل از حالت خمار و بی تجربه گی خارج نخواهد شد.
سال هجرت چون قدم در ذال و نون و ها نهاد
وز مه شوال عشر اوسط آمد در شمار
هوش مصنوعی: سال هجرت زمانی که پا در حرفهای خاصی گذاشت و از ماه شوال، دهمین روزش در میانهها حساب شد.
بر در و دیوار این خرم سرا ابن یمین
زر نبودش تا فشاند کرد عقد در نثار
هوش مصنوعی: در این خانهی خوشبو و زیبا، نه ابری وجود دارد تا باران عشق را بر زمین بریزد و نه کسی هست که گردن بند عشق را بر گردن بیاویزد.
صاحبا این قصر عالی تا ابد پاینده باد
تا بعز و دولت و اقبال شاه کامکار
هوش مصنوعی: دوست من، این کاخ باشکوه تا ابد جاویدان باشد و همیشه پر از عزت، کامیابی و خوشبختی برای شاه باشد.
قرنها در مسند عزت بکام دوستان
بگذراند اندرین فرخنده کاخ زرنگار
هوش مصنوعی: سالها در جایگاه بزرگی و عزت به خدمت دوستان گذرانده شده است، در این کاخ خوشبخت و زیبا که از طلا زینت یافته است.