برگردان به زبان ساده
باد بهار میوزد از روی مرغزار
جان تازه میکند نفس باد نو بهار
هوش مصنوعی: باد بهاری از روی دشت میوزد و زندگی تازهای به وجود میآورد. نفس تازه بهار، شادی و تازگی میآورد.
چون بوی عنبرست به دم خاک بوستان
چون آب صندلست به رنگ آب جویبار
هوش مصنوعی: بوی خوش گلستان مشابه بوی عنبر است و رنگ آب جویبار مانند عطر صندل خوشبو است.
گر عکس آسمان نفتادست بر زمین
چون آسمان زمین ز چه رو گشت مرغزار
هوش مصنوعی: اگر تصویر آسمان بر روی زمین نیفتاده باشد، چرا زمین به صورت دشت و مرغزار درآمده است؟
زینسان که ابر میرود اندر هوای گل
دانم که در ز دیده کند بر سرش نثار
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و تاثیرگذاری عشق و زیبایی معشوق اشاره دارد. به گونهای که با رفتن ابرها و بارش باران، دل عاشق به یاد معشوق میافتد و از زیباییهای او الهام میگیرد. در واقع، این رابطه به شکل نمادین نشاندهنده عشق و محبت عمیق به کسی است که حتی با یاد او، دل انسان پر از احساسات قوی میشود.
باد بهار بین که چو فراش چست خاست
بر دشت و کوه شد به گه صبح پی سپار
هوش مصنوعی: باد بهاری را ببین که مانند یک فراش چالاک و سرزنده برخاسته است و در دشت و کوهها میوزد و صبح را به زیبایی همراهی میکند.
افکنده فرش دشت ز دیبای هفت رنگ
واندر کشیده اطلس خارا به کوهسار
هوش مصنوعی: دشت به زیبایی و رنگهای مختلف آن چنان آراسته شده که مانند فرش است، و کوهها با پارچهای نرم و زیبا پوشانده شدهاند.
لاله به زیر قطره شبنم چو ساغریست
از لعل آبدار پر از دُرّ شاهوار
هوش مصنوعی: لاله زیر قطرهی شبنم، مانند جامی است پر از شراب سرخ و درخشان که زیباییای شاهانه دارد.
سرو سهی به رقص و تمایل در آمدهست
تا دست میزند ز سر خرمی چنار
هوش مصنوعی: سرو زیبا و بلند در حال رقص و تمایل است؛ گویی که به خاطر خوشحالی و شادابی چنار، دست به حرکت زده است.
چون گل شکفت اهل خرد را رسد که زود
گلشن کند چو بلبل سرمست اختیار
هوش مصنوعی: وقتی گل میشکفد، افراد دانا و با فهم باید به سرعت به سراغ ایجاد باغی زیبا بروند، همانطور که بلبل شاداب و سرمست از روی اختیار، به سراغ گلها میرود.
وقت نشاط و موسم عیش است ساقیا
درده شراب ناب علی رغم روزگار
هوش مصنوعی: در زمان خوشی و فرصت خوشگذرانی، ای ساقی، شراب خالص به ما بده، با وجود تمام سختیها و ناملایمات زندگی.
تا در جناب حضرت شاهنشه جهان
کالطاف او برون بود از حیز شمار
هوش مصنوعی: تا زمانی که جلال و بزرگی شاهان بر جهان حاکم است، لطف و مهربانی او از هر طریق احساس میشود.
بوسم زمین به عزت و نوشم به کام دل
وآنگه بخوانم ای نغزل عذب آبدار
هوش مصنوعی: به زمین احترام میگذارم و از آنچه که دوست دارم نوش جان میکنم، سپس این شعر شیرین و دلانگیز را میخوانم.
ای در دلم ز عارض گلگونت خار خار
هستم ز نور روی تو چون ذره بیقرار
هوش مصنوعی: من به خاطر چهرهی زیبا و دلربایت در دل خود، همچون یک خار درون گل هستم و از نور روی تو، مانند ذرهای درخشان و بیقرار میباشم.
جز قد خوشخرام تو سرو سهی که دید
کاو را بود ز سنبل و نسرین و لاله زار
هوش مصنوعی: تنها قامت دلانگیز تو همچون سرو بلند و زیباست که در میان گلها و لالهها به چشم میخورد.
سر تا قدم ز باده خوبیت هست مست
جز نرگست که مینرهد یک دم از خمار
هوش مصنوعی: تمام وجودم از شراب زیباییات مست و شاداب است، جز چشمان نرگست که گاهی از حالتی خمار و گیج میزند.
بر چین زلف شاموَشَت بادِ صبحدم
گوئی گذار کرده که گشتهست مشکبار
هوش مصنوعی: موهای زیبای تو همچون شب است و نسیم صبحگاهی گویا بر آن میگذرد، انگار که بوی مشک به همراه خود دارد و فضای اطراف را معطر کرده است.
بر کف به وقت گل بجز از جام مِیْ منه
در دل ز روزگار بجز خرمی مدار
هوش مصنوعی: در زمان گرفتن لذت از گل و خوشی، جز به می و نوشیدنی فکر نکن و به جز شادی و خوشحالی از زندگی، به چیز دیگری توجه نکن.
در دور گل قیام مکن جز کنار آب
کز کار آب صاف صفا گیرد آب کار
هوش مصنوعی: در کنار آب بایست و در حواشی گل نچرخ، زیرا آب تنها در این مکان است که پاکی و صفای واقعی پیدا میکند.
هنگام آن رسیده که ما هر دو سرخوشان
در پای گل نشسته نه مست و نه هوشیار
هوش مصنوعی: زمانی است که عشق و شادی در میان دو عاشق به اوج خود رسیده و آنها در کنار هم نشستهاند؛ نه به حالت مستی و نه در حال تفکر و هوشیاری.
گویم بگیر ساغر مِیْ گوئیم بده
گوئی بگیر شکرِ لب گویمت بیار
هوش مصنوعی: میگویم که لیوانی از می بده و تو میگویی که لیوان را بردار. به تو میگویم که کمی شیرینی لبهایت را بیاور.
منشین نهان به خانه که صحرا چنان شدهست
کز شرم نزهتش نشود جنت آشکار
هوش مصنوعی: در خانه پنهان نشین که دشت به زیباترین حالت خود درآمده و حتی به خاطر زیباییاش، بهشت نیز به چشم نمیآید.
در حیرتم ز صحن چمن تا چه گویمش
فردوس یا جمال تو یا بزم شهریار
هوش مصنوعی: در شگفتیام از زیبایی چمن؛ نمیدانم بگویم که اینجا بهشت است، یا زیبایی تو، یا ضیافت پادشاه.
شاه جهان طغای تمور خان که آفتاب
اندر پناه سایه چترش کند مدار
هوش مصنوعی: پادشاه جهان، طغایتمورخان، به مانند آفتابی است که در سایه چتر او قرار دارد و حرکت نمیکند.
فخر شهان به افسر و اورنگ خسرویست
وین هر دو را بود به سر و پاش افتخار
هوش مصنوعی: فخر و افتخار پادشاهان در تاج و تخت آنهاست و این دو (تاج و تخت) از درخت سرو نشأت میگیرند که نماد سربلندی و عظمت است.
بگذشت توسنش سوی میدان آسمان
نعلی فکنده بر سر راه از زر عیار
هوش مصنوعی: اسب او به سوی میدان آسمان پیش میرود و در مسیرش نعلینی از طلای ناب قرار داده است.
کردند نام آن مه نو کز پی شرف
گوش سپهر ساخت از آن نعل گوشوار
هوش مصنوعی: نام آن ماه نو را بر زبانها آوردند، چرا که به خاطر بزرگیش، گوش آسمان را مانند گوشوارهای از نعل ساختهاند.
بحر محیط با همه آبی که اندروست
یک بار اگر بر او سپه شه کند گذار
هوش مصنوعی: دریای وسیع با تمام آبی که در خود دارد، اگر یک بار سپاهی بر آن هجوم آورد، امکان دارد که تغییرات زیادی ایجاد شود.
این قبه زبرجدی از نُه به دَه رسد
از بس که از محیط رود بر فلک غبار
هوش مصنوعی: این گنبد زبرجدی (سبز)، به خاطر غباری که از دور به سمت آسمان میآید، از همه جا نمایانتر است.
گر ظلم را ز باغ جهان آرزو دهد
از دست عدل شه نخورد غیر کوکنار
هوش مصنوعی: اگر ظلم، از باغ حاصلخیز جهان آرزو کند، تنها از دست عدالت شاه نخواهد بود و به جز درکنار آن نخواهد ماند.
گر بنگرد به خشم سوی هشتم آسمان
بیرون جهد ثوابت ازو چون شرر ز نار
هوش مصنوعی: اگر به سمت هشتمین آسمان بنگری، ثوابت مثل جرقهای از آتش از آنجا خارج میشوند.
هر گه میان ببست به زنار دشمنش
وآن کز ردای دوستی او کند شعار
هوش مصنوعی: هر بار که او با دشمنش درگیر میشود، آن کسی که از دوستی او بهره میبرد، در حقیقت به او خیانت میکند و خود را در برابر او قرار میدهد.
گردد ز فر شاه جهان دوست تاجدار
و آنکس که دشمنی کندش گشت تاج دار
هوش مصنوعی: به خاطر خدواند، پادشاهی به دوستش احترام میگذارد و کسی که با او دشمنی کند، به سرنوشتی شایسته نمیرسد.
شاها توئی که جنبش دوران به صد قران
نارد یکی نظیر تو از هفت و از چهار
هوش مصنوعی: ای پادشاه! تو آن چنان قدرت و جایگاهی داری که در گذر زمان، کسی مانند تو از میان هفت آسمان و چهار زمین ظهور نمیکند.
از یمن مدح تست که ابن یمین مدام
باشد ز عقد گوهر شهوار با یسار
هوش مصنوعی: به خاطر ثنای تو، زندگی خوب و خوشایند است و همیشه در تار و پود آن، زیبایی و ثروت وجود دارد.
بنده است روزگار ترا و به غیر او
هستند بندگان تو افزون ز صد هزار
هوش مصنوعی: روزگار همواره در خدمت توست و غیر از آن، بندگانی بیش از صد هزار در خدمت تو هستند.
تا کی به روزگار ستمگر سپاریام
زین جمله بندگان به یکی دیگرم سپار
هوش مصنوعی: تا کی باید صبر کنم که روزگار ظلم و ستم را تحمل کنم؟ من هم مثل بقیه بندگان، به کسی دیگر واگذار شدهام.
بادا بنای قصر کمال هنروریت
ایمن ز نقص و عیب جو این نیلگون حصار
هوش مصنوعی: ای کاش تو از هر عیب و نقص دور باشی و شکوه و زیبایی هنر خود را در این دیوار آبیرنگ حفظ کنی.